برکات ماه مبارک رمضان در بیانات رهبر معظم انقلاب دین

برکات ماه مبارک رمضان در بیانات رهبر معظم انقلاب



درسهای ماه مبارک رمضان
به برکت ماه رمضان، براى مسلمان فرصتى پيش مى‏آيد كه بايد از آن در جهت تقویت حیات معنوی و نشاط مادّىِ خود استفاده كند. يكى از درسهاى بزرگ ماه رمضان كه در خلال دعا و روزه و تلاوت قرآن در اين ماه بايد آن را فرا بگيريم و استفاده كنيم، اين است كه با چشيدن گرسنگى و تشنگى، به فكر گرسنگان و محرومان و فقرا بيفتيم. در دعاى روزهاى ماه رمضان مى‏گوييم: «الّلهم اغن كلّ فقير. الّلهم اشبع كلّ جائع. الّلهم اكس كلّ عريان». اين دعا فقط براى‏( مفاتيح‏الجنان: دعاى يوميه ماه مبارك رمضان ( خواندن نيست؛ براى اين است كه همه خود را براى مبارزه با فقر و مجاهدت در راه ستردن غبار محروميت از چهره محرومان و مستضعفان موظّف بدانند. اين مبارزه، يك وظيفه همگانى است. در آيات قرآن مى‏خوانيم: «أرايت الّذى يكذّب بالدّين. فذلك الّذى يدعّ اليتيم. و لايحضّ على طعام المسكين» ( ماعون: 3 - 1). يكى از نشانه‏هاى تكذيبِ دين اين است كه‏ انسان در مقابل فقر فقيران و محرومان بى‏تفاوت باشد و احساس مسئوليت نكند. در ماه رمضان، به بركت روزه، طعم گرسنگى و تشنگى و نرسيدن به آنچه اشتهاى نفس انسان است را درك كرديم و چشيديم. اين بايد ما را به احساس مسئوليتى كه اسلام در قبال مسئله مهمّ فقر و فقير از يكايك مسلمانان خواسته است و بر دوش آنان وظيفه نهاده است، نزديك كند. ....
همه بايد خود را موظّف به مواسات بدانند. مواسات يعنى هيچ خانواده‏اى از خانواده‏هاى مسلمان و هم‏ميهن و محروم را با دردها و محروميتها و مشكلات خود تنها نگذاشتن؛ به سراغ آنها رفتن و دست كمك‏رسانى به سوى آنها دراز كردن. امروز اين يك وظيفه جهانى براى همه انسانهايى است كه داراى وجدان و اخلاق و عاطفه انسانى هستند؛ اما براى مسلمانان، علاوه بر اين‏كه يك وظيفه اخلاقى و عاطفى است، يك وظيفه دينى است.
به همسايه‏ها و فقرا رسيدگى كنيد. يكى از عواملى كه نمى‏گذارد دست كسانى كه توانايى كمك دارند، به يارى فقرا دراز شود، روحيه مصرف‏گرايى و تجمّل در جامعه است. براى جامعه بلاى بزرگى است كه ميل به مصرف، روزبه‏روز در آن زياد شود و همه به بيشتر مصرف كردن، بيشتر خوردن، متنوّع تر، خوردن، متنوّع‌تر پوشيدن و دنبال نشانه‏هاى مُد و هر چيز تازه براى وسايل زندگى و تجمّلات آن رفتن، تشويق شوند. چه ثروتها و پولهايى كه در اين راهها هدر مى‏رود و از مصرف شدن در جايى كه موجب رضاى خدا و رفع مشكلات جمعى از مردم است، باز مى‏ماند!

فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در خطبه‏هاى نماز عيد فطر15/9/ 1381

آموزه‌های عملی از ماه مبارک رمضان
آنچه كه‏ من به مردم عزيزمان در اين خطبه عرض مى‏كنم، اين است كه بزرگترين درس ماه رمضان، خودسازى است. اوّلين و مهمترين قدمِ خودسازى هم اين است كه انسان به خود و به اخلاق و رفتار خود با نظر انتقادى نگاه كند؛ عيوب خود را با روشنى و دقّت ببيند و سعى در برطرف كردن آنها داشته باشد. اين از عهده خود ما برمى‏آيد و اين تكليفى بر دوش ماست.
به مردم عرض مى‏كنم: به هم رحم كنيد تا خداى متعال به شما رحم كند. كسانى كه دستشان باز است، دست تعدّى به سمت منافع و مصالح ديگران دراز نكنند. كسانى كه زرنگى و هوش و امكانات و قدرت و مسئوليت و توانايي هاى گوناگون فردى و اجتماعى دارند، از اين تواناييها در راه تعدّى به ديگران استفاده نكنند. خود را بنده خدا بدانيم؛ در مقابل بقيه بندگان خدا، خود را موظّف به همراهى، احسان، نيكى و رعايت انصاف بدانيم؛ آن‏گاه باران رحمت و فضل خدا بر سر ما خواهد باريد؛ ما را شستشو خواهد داد و بركات خود را بر ما نازل خواهد كرد. البته اين وظيفه همه است؛ ولى كسانى كه در جامعه تمكّن و قدرت و مقام و ثروت و نفوذ كلمه‏اى در ميان مردم دارند، بيش از ديگران در مقابل اين بار سنگين - بار خودسازى و محدود كردن قواى خود از تجاوز به ديگران - مسئولند.

فرازی از بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى ‏در خطبه‏هاى نماز عيد سعيد فطر25/ 9 /1380

در باب ماه رمضان، چند جمله از دعاى چهل و چهارم «صحيفه سجاديه»، كه مربوط به همين ماه است، انتخاب كرده‏ام و ان‏شاءاللَّه، همين چند جمله را براى شما ترجمه مى‏كنم. اما قبل از آن، خواهش مى‏كنم عزيزان من، بخصوص جوانان، با صحيفه سجّاديه اُنس بگيرند؛ زيرا همه چيز در اين كتابِ ظاهراً دعا و باطناً همه چيز، وجود دارد. امام سجّاد عليه‏الصّلاة و السّلام، در اين دعا هم مثل بقيه دعاهاى صحيفه سجاديه، با اين‏كه در مقام دعا و تضرّع است و با خداى متعال حرف مى‏زند، اما سخن گفتنش، كأنّهُ از يك روال استدلالى و ترتيب مطلب بر دليل و معلول بر علّت، پيروى مى‏كند. اغلبِ دعاهاى صحيفه سجاديه - تا آن‏جا كه بنده سير كرده‏ام - همين حالت را دارد. همه چيز مرتّب و چيده شده است. مثل اين است كه يك نفر، در مقابل مستمعى نشسته و با او به صورت استدلالى و منطقى حرف مى‏زند. همان ناله‏هاى عاشقانه هم كه در صحيفه سجّاديه آمده است، همين حالت را دارد.
در اين‏جا نيز همين طور است. امام در اوّل دعاى مورد اشاره مى‏فرمايد: «الحمدللَّه الّذى جعلنا من اهله» (دعاى 44 صحيفه سجاديه) «ما را اهل حمد قرار داد.» ما از نعم الهى غافل نيستيم، و او را حمد و شكر مى‏كنيم. او راههايى در مقابل ما باز كرده است، كه به حمدش برسيم. همچنين، غايات و راههايى معيّن فرموده و ما را در اين راهها به رفتن واداشته است.
بعد مى‏رسد به اين جمله: «والحمدللَّه الذى جعل من تلك السّبل شهره شهر رمضان»؛ «حمد خداى را كه يكى از اين راههايى كه ما را به او؛ به كمال و به بصيرت نسبت به معدن عظمت مى‏رساند، همين ماه رمضان است.» امام تعبير مى‏كند به «شَهره»؛ يعنى «شهر خودش». شهر خدا را يكى از اين راهها قرار داد. خيلى پرمعناست. اگر فكر كنيم همه ماهها ماه خدا و مال خداست؛ وقتى كه مالك همه وجود، بخشى از وجود را معيّن مى‏كند و آن را به خود نسبت خاص مى‏دهد، معلوم مى‏شود نسبت به اين بخش، توجّه و عنايت ويژه‏اى دارد. يكى از اين بخشها، همين «شهراللَّه» است؛ شهر خدا، ماه خدا. خودِ اين نسبت، در فضيلت ماه رمضان، كافى است. «شهر رمضان، شهر الصيام و شهرالاسلام.» ماه روزه؛ ماهى كه روزه آن، يكى از ابزارهاى بسيار كار آمد براى تهذيب نفس است؛ چرا كه در آن گرسنگى كشيدن و با هوسها و اشتهاها مبارزه كردن نهفته است.
شهر اسلام، يعنى شهر «اسلام الوجه لدى اللَّه»؛ «در مقابل خدا تسليم بودن.» خوب؛ انسانى جوان است و وقتى روزه مى‏گيرد، گرسنه است، تشنه است و تمام غرايز، او را به سمت هوس و اشتهايى مى‏خواند. ولى او، در مقابل همه اين غرايز مى‏ايستد. براى چه؟! براى اجراى امر پروردگار. و اين، تسليم در مقابل پروردگار است. در هيچ روزى از روزهاى سال، يك مسلمان، به طور عادّى، اين همه در مقابل خدا تسليم نيست كه در روزهاى ماه رمضان به طور عادى تسليم است. پس، «شهر اسلام» شهر تسليم است.

آموزه‌های عملی از ماه مبارک رمضان
امام، در ادامه دعا مى‏فرمايد: «و شهر الطّهور»؛ «شهرِ پاكيزه كننده است.» در اين ماه، عواملى وجود دارد كه روح ما را پاك و طاهر مى‏كند. آن عوامل چيست؟ يكى روزه است؛ يكى تلاوت قرآن است و يكى دعا و تضرّع است. اين همه دعاها، ارزاق طيبّه و طاهره‏اى است از مائده‏هاى ضيافت الهى كه خداى متعال در اين ضيافت يك ماهه خود، مقابل مردم گذاشته است. مضمون كلام امام اين است كه خدا در اين ضيافت، با روزه از شما پذيرايى مى‏كند. ....
بعد مى‏فرمايد: «و شهر التّمحيص»؛ اين ماه، ماه تمحيص است. «تمحيص» يعنى چه؟ يعنى خالص كردن. مقصود اين است كه در اين ماه، ناب و خالص شويم. ....
اين ماه، ماه خالص شدن است و اگر درست نگاه كنيم، خالص شدن در اين ماه، از راههاى ديگرِ خالص شدن، آسان‌تر است. ما با همين روزه و مبارزه كردن با نفس، مى‏توانيم خودمان را خالص كنيم. اغلبِ گمراهيهايى كه وجود دارد، يا به خاطر گناهانى است كه از ما سر مى‏زند و يا به خاطر خصلتهاى زشتى است كه در وجودِ ما نهفته است.

فرازی از بيانات مقام0معظم رهبرى‏ در خطبه‏هاى نماز جمعه سوم رمضان 1415- 14/11/1373

ماه رمضان در هر سال، قطعه‏اى از بهشت است كه خدا در جهنّم سوزان دنياى مادّى ما آن را وارد مى‏كند و به ما فرصت مى‏دهد كه خودمان را بر سر اين سفره الهى در اين ماه، وارد بهشت كنيم. بعضى همان سى‏روز را وارد بهشت مى‏شوند. بعضى به بركت آن سى‏روز، همه سال را و بعضى همه عمر را. بعضى هم از كنار آن، غافل عبور مى‏كنند كه مايه تأسّف و خسران است. حالا براى خودشان كه هيچ، هر كس كه ببيند اين موجود انسانى، با اين همه استعداد و توانايىِ عروج و تكامل، از چنين سفره با عظمتى استفاده نكند، حق دارد كه متأسّف شود. اين، ماه رمضان است. ماه ضيافت اللَّه است. ماه ليلةالقدر است........
از بزرگترين اهداف روزه ماه رمضان - يا شايد بشود به يك معنا گفت: «تمام الهدف» - تقواست. «لعلكم تتّقون.» و اين دست ماست. مردم بايد هركدام خودشان، و اگر بتوانند ديگران را اصلاح كنند. اين، مخصوص معممّين نيست. لكن علما و روحانيون و خطبا و وعاظ آمادگى دارند. خداى متعال به آنها اين بيان، اين امكان، اين ذهن، اين موقعيت اجتماعى و اين لباس را داده است؛ و ما بايد از آن استفاده كنيم. از جمله چيزهايى كه در اين ماه رمضان عادى است، اين عبارت صريح خداى متعال است كه «ليلة القدر خير من الف شهر، تنزّل‏الملئكة و الروح فيها باذن ربهم من كل امر، سلامٌ هى حتى مطلع الفجر.» (قدر: 5 – 3) يك شب تا صبح، مظهر سلام الهى است. همان «سلامٌ قولاً من ربّ رحيم» (يس: 58) كه مخصوص مؤمنين است. مخصوص اهل بهشت است. مخصوص بندگان خالص خداست. اين، در اختيار ماست كه استفاده كنيم. اين، آن كلمه‏اى است كه من مى‏خواهم در باب ماه رمضان عرض كنم. اين، كليد اصلاح همه امور است؛ و از اين‏جا شروع مى‏شود. كما اين‏كه اصل انقلاب از اين‏جا شروع شد: از مسجد و دين.

فرازی از بيانات مقام معظم رهبرى‏ در ديدار روحانيان و مبلّغان اعزامى به مناسبت فرارسيدن ماه مبارك رمضان‏ 1372/11/17

ماه رمضان فرصت خوبى براى خودسازى است. ماهمان ماده‌ی خام هستيم كه‏اگرروى خودمان كاركرديم و توانستيم اين ماده خام رابه شكلهاى برترتبديل كنيم، آن كار لازم در زندگى راانجام داده‏ايم. هدفِ حيات همين است. واى به حال كسانى كه روى خودشان از لحاظ علم و عمل كارى نكنند و همان‏طور كه وارد دنيا شدند، به اضافه پوسيدگيها و ضايعات و خرابيها و فسادها كه در طول زندگى براى انسان پيش مى آيد، از اين دنيا بروند. مؤمن بايد به‏طور دائم روى خودش كار كند؛ به‏طور دائم. نه اينكه خيال كنيد «به‏طور دائم» زيادى است يا نمى‏شود؛ نه. هم مى‏شود، هم زيادى نيست. اگر كسى مراقب خود باشد؛ مواظب باشد كارهاى ممنوع و كارهايى را كه خلاف است انجام ندهد و راه خدا را با جديّت بپيمايد، موفّق مى‏شود. اين، همان خودسازى دائمى است و برنامه اسلام، متناسب با همين خودسازىِ به‏طور دائم است. اين نماز پنجگانه - پنج وقت نماز خواندن - ذكر گفتن؛ «ايّاك‏نعبدوايّاك‏نستعين» را تكرار كردن؛ ركوع كردن؛ به خاك افتادن و خداى متعال را تسبيح و تحميد و تهليل كردن براى چيست؟ براى اين است كه انسان به‏طور دائم مشغول خودسازى باشد. منتها گرفتاريها زياد است و همه گرفتاريم. گرفتارى زندگى؛ گرفتارى معاش؛ گرفتارى امور شخصى؛ گرفتارى اهل و اولاد، و انواع گرفتاريها مانع مى شود كه ما به خودمان، آن چنان كه شايسته است، برسيم. لذا يك ماه رمضان را كه خداى متعال قرار داده است، فرصت مغتنمى است. اين ماه را از دست ندهيد. مقصودم اين است كه اگر نمى توانيم به‏طور دائم در حال مراقبت و ساخت‏وساز خودمان باشيم، اقلاًّ ماه رمضان را مغتنم بشماريم .شرايط هم در ماه رمضان آماده است. يكى از بزرگترين شرايط، همين روزه‏اى است كه شما مى‏گيريد. اين، يكى از بزرگترين توفيقات الهى است. توفيق يعنى چه؟ توفيق يعنى اين‏كه خداى متعال چيزى را براى انسان، مناسب بياورد. با واجب كردن روزه، خداى متعال زمينه مناسبى را براى من و شما به‏وجود آورده است كه قدرى در اين ماه به خودمان برسيم. روزه، نعمت بزرگى است. شكم خالى است و مبارزه با نفس، تا حدودى در اثناى روز، از جهات مختلف وجود دارد: هرچه را دوست داريد، نمى‏خوريد و نمى‏آشاميد و بسيارى از مشتهيات نفسانى را براى خودتان به مدت چند ساعت ممنوع مى‏كنيد. اين، يك مبارزه با نفس است؛ مبارزه با هواست، و مبارزه با هوا، در رأس تمام كارهاى نيك و خودسازيها قرار دارد.
ماه رمضان زمينه بسيار خوبى است و خداى متعال اين فرصت را به من و شما داده كه در اين ماه، چنين امكانى را براى خودسازى پيدا كنيم. علاوه براين‏كه ساعات اين ماه بسيار با بركت است و خداى متعال، از لحاظ طبيعى اين لحظات و ساعات را اين‏گونه قرار داده است، ساعات بسيار مغتنمى هم هست. يك ركعت نماز شما؛ يك كلمه ذكر «سبحان اللَّه» شما؛ مختصر صدقه دادن شما، و يك صله رحم كوچكى كه در اين ماه بكنيد، مزيّتى چند برابر بيشتر از همين امور، وقتى در غير ماه رمضان انجام مى‏شود، دارد. اين، فرصت بسيار خوبى است. زمينه خوبى است كه انسان در اين ماه به خودش برسد.

حقیقت اخلاص
... يكى از ويژگيها كه بسيار مهمّ است تا براى خود سازى به آن توجّه كنيم و شايد جنبه تقدّمى هم داشته باشد، «اخلاص» است. اخلاص عبارت است از كار را خالص انجام دادن و اين‏كه كارى را مغشوش انجام ندهيم. گاهى هست كه كسى عبادت نمى‏كند و گاهى عبادت مى كند؛ اما مغشوش و ناخالص. اين هم مثل آن است .خالص بودن عبادت و خالص بودن عمل، اين است كه براى خداباشد. ....
من روايتى را در باب اخلاص يادداشت كرده‏ام كه برايتان مى‏خوانم. ازپيغمبر اكرم صلوات‏اللَّه‏وسلامه‏عليه نقل شده است كه فرمود: «ان لكلّ حق حقيقتاً.» هر چيزى داراى حقيقتى است و يك روح و يك معنا و يك حقيقت دارد
«ومابلغ عبدحقيقة الاخلاص.» بنده به حقيقتِ اخلاص و به آن معناى حقيقى اخلاص نمى‏رسد «حتّى لايحبّ ان يحمد على شى‏ء من عمل للَّه.» (اين خيلى سخت است؛ اين، مرتبه‏اش از آن مراتبِ بسيار بالاست) مگر اين‏كه دوست نداشته باشد كه مردم او را براى هيچ يك از كارهايى كه براى خدا انجام مى‏دهد، ستايش كنند. ....
من، اين صفت و اين روحيه را در امام رضوان‏اللَّه‏تعالى‏عليه، در بسيارى از موارد مشاهده كردم. در موارد متعدّدى، بنده اين خصوصيّت را در ايشان ديده بودم. كارى نداشت كه كسى خوشش مى آيد يا خوشش نمى‏آيد. تكليفش را انجام مى‏داد. وقتى‏كه بار سنگين است؛ وقتى‏كه كار بزرگ است؛ وقتى‏كه كار خطرناك است، اخلاص بيشتر به‏كار مى‏آيد.

آموزه‌های عملی از ماه مبارک رمضان
من به ذهنم رسيد كه اين توصيه راهم عرض كنم كه اين نوافل سى‏وچهار ركعتى كه براى نمازهاى روز و شب وارد شده است، بسيار با ارزش است. ماه رمضان فرصت خوبى است. ما غالباً اهل نوافل نيستيم. ولى ماه رمضان كه مى‏شود، چه مانعى دارد؟ كدام كار با دهان روزه، بهتر از نماز خواندن؟ چهار ركعت نماز ظهر است، قبل از اين چهار ركعت، هشت ركعت نافله دارد؛ چهار دو ركعتى. چهار ركعت نماز عصر است و قبل از اين چهار ركعت، هشت ركعت نافله نماز عصر است. اين نوافل را بخوانيد. همچنين نوافل مغرب را كه از اينها مهمتر است؛ و نيز نوافل شب كه يازده ركعت است. همچنين نافله صبح كه دو ركعت است. كسانى هستند كه در ايام معمولى سال، برايشان مشكل است پيش از اذان صبح براى نماز شب بيدار شوند. ولى در اين شبها، به طور قهرى و طبيعى بيدار مى شوند. اين يك توفيق الهى است. چرا از اين توفيق استفاده نكنيم؟ ان‏شاءاللَّه فرصتهاى ماه رمضان را مغتنم بشماريد.

فرازی از بيانات مقام معظم رهبرى در روز اوّل ماه مبارك رمضان‏ 1371/12/4

بركات عجيبى در ماه رمضان وجود دارد
ماه رمضان، ماه پُربركتى است و داراى ابعاد گوناگونى مى‏باشد. معارفى كه در اين ماه راجع به قرآن و دعا و ذكر و نماز و مسايل مختلف دينى براى ذهن مسلمين است و در همه جاى دنيا مطرح مى‏شود و مسلمان در اين ماه اين توفيق را پيدا مى‏كند كه به اين مسايل بپردازد - چه عملاً و چه اعتقاداً - به طور معمول در هيچ ماه ديگرى چنين توفيقى دست نمى‏دهد.
بركات عجيبى در اين ماه وجود دارد. من در فهرست مسايلى كه مناسب با اين ماه است، تأمل مى‏كردم، ديدم كه اين ماه، ماه دعاهاى گوناگون، با مضامين گوناگون است. ... انس با قرآن، آشنايى با معارف قرآنى، حفظ كردن قرآن، تكرار كردن قرآن هم كه خودش مقوله‏يى جداگانه و دريايى عظيم است. ساير موارد هم همين‏طور است.

توجه به زندگى اميرالمؤمنين، يكى از بركات ماه رمضان‏
يكى از موضوعاتى كه حقيقتاً از بركات اين ماه است، توجه به زندگى اميرالمؤمنين و مولى‏المتقين، على‏بن‏ابى‏طالب(عليه‏الصّلاةوالسّلام) است. ما هيچ‏وقت اين‏قدر توفيق پيدا نمى‏كنيم كه به زندگى اميرالمؤمنين دقيق بشويم و مفاهيم مختلف و ابعاد عظيم اين زندگى را مورد مطالعه قرار بدهيم. نه مردم معمولى، نه گويندگان و بخصوص مسئولان كشور اسلامى - كه امروز بيش از همه به اين مطالعه و شناخت احتياج دارند - اين فرصت را در ماههاى ديگر كمتر به دست مى‏آورند. هر كس هر مسئوليتى دارد - از بالا تا پايين - احتياج دارد كه با زندگى اميرالمؤمنين و ابعاد و ريزه‏كاري هاى آن آشنا بشود.

فرازی از سخنرانى در ديدار با اقشار مختلف مردم (روز بيست‏ونهم ماه مبارك رمضان) 26/1/1370

مسئله‌ي‌ اساسي‌ در باب‌ ماه‌ رمضان‌، اين‌ است‌ كه‌ بشر ـ كه‌ در ميان‌ انواع‌ عوامل‌ و موجبات‌ غفلت‌ از خدا و از راه‌ او محاصره‌ شده‌ و انگيزه‌هاي‌ گوناگون‌، او را به‌سمت‌ پايين‌ و تنزل‌ و سقوط مي‌كشاند ـ فرصتي‌ پيدا كند كه‌ در آن‌ بتواند روح‌ را ـ كه‌ روح‌ انسان‌ و باطن‌ بشر، به‌ عروج‌ و اعتلا تمايل‌ دارد ـ به‌ سمت‌ عروج‌ و اعتلا سوق‌ دهد و به‌ خدا تقرب‌ جويد و به‌ اخلاق‌ الهي‌، تخلق‌ پيدا كند. ماه‌ رمضان‌، چنين‌ فرصتي‌ است‌.
البته‌ غير از ماه‌ رمضان‌، فرصتهاي‌ ديگري‌ هم‌ هست‌. مثلا همين‌ نمازهاي‌ پنجگانه‌، فرصتهايي‌ است‌ كه‌ ما مي‌توانيم‌ با استفاده‌ي‌ از آنها، عروج‌ كنيم‌; خودمان‌ را اصلاح‌ نماييم‌ و زنگارها و پوسيدگيها و غفلتها و بيماريهاي‌ معنوي‌ را از خودمان‌ دور كنيم‌. نماز، فرصت‌ بسيار خوبي‌ است‌. شما اگر امتحان‌ نكرده‌ايد ـ كه‌ قاعدتا امتحان‌ كرده‌ايد و ان‌شاءالله‌ عمل‌ دايمي‌ شما، همين‌طور باشد ـ امتحان‌ كنيد. توجه‌ بكنيد كه‌ در حال‌ نماز، اگر متوجه‌ خودتان‌ و كاري‌ كه‌ از شما سر مي‌زند، باشيد، قطعا بعد از نماز شما، با قبل‌ از نماز شما متفاوت‌ خواهد بود. شرطش‌ همين‌ است‌ كه‌ توجه‌ كنيد در حال‌ نماز، مشغول‌ چه‌ كاري‌ هستيد. بهترش‌ اين‌ است‌ كه‌ اذكار نماز را بفهميد; كار بسيار آساني‌ است‌.

نماز، معراج مؤمن
نبايد بگوييم‌ كه‌ ما فارسي‌زبانيم‌ و نمي‌توانيم‌ عبارات‌ عربي‌ را بفهميم‌. مجموع‌ عباراتي‌ كه‌ در نماز خوانده‌ مي‌شود ـ از اول‌ تا به‌ آخر ـ ياد گرفتن‌ آن‌ براي‌ آدمهاي‌ متوسط، يك‌ ساعت‌ هم‌ كار ندارد; خيلي‌ آسان‌ است‌. كتابهايي‌ هم‌ نوشته‌ شده‌ كه‌ اينها را ترجمه‌ كرده‌اند. اگر به‌ معاني‌ توجه‌ كنيد و بفهميد كه‌ مضمون‌ اين‌ كلمات‌ چيست‌ و در آنها تدبر كنيد، البته‌ بهتر است‌. اگر اين‌ مقدار هم‌ ممكن‌ نشد، حداقل‌ وقتي‌ در حال‌ سجده‌ايد، بدانيد كه‌ با خدا حرف‌ مي‌زنيد; وقتي‌ در حال‌ ركوعيد، بدانيد كه‌ پروردگار عالم‌ را تعظيم‌ مي‌كنيد; وقتي‌ در حال‌ قرائت‌ و ذكر هستيد، بدانيد كه‌ با چه‌ كسي‌ حرف‌ مي‌زنيد. نفس‌ همين‌ توجه‌، مهم‌ است‌.
اگر اين‌ توجه‌ حاصل‌ بشود و ياد خدا در نماز تأمين‌ گردد ـ كه‌ "و لذكرالله‌ اكبر" ـ اين‌ نماز براي‌ شما "معراج‌المؤمن‌" خواهد بود و شما را عروج‌ خواهد داد. عروج‌، همين‌ است‌ كه‌ شما در باطن‌ خودتان‌، صفا و لطافت‌ و نورانيت‌ بيشتري‌ را بعد از نماز احساس‌ مي‌كنيد. عبادات‌ مالي‌ هم‌، همين‌طور است‌. انواع‌ عبادات‌، فرصتهايي‌ براي‌ ما هستند; ليكن‌ ماه‌ رمضان‌، يك‌ فرصت‌ استثنايي‌ در دوران‌ سال‌ است‌.
در اين‌ سي‌ روز يا بيست‌ و نه‌ روز به‌طور مداوم‌، غير از نمازهاي‌ موظف‌ پنجگانه‌ و نوافلي‌ كه‌ هميشه‌ انسان‌ مي‌تواند آنها را بخواند، دعاهايي‌ هست‌ كه‌ توجه‌ به‌ آن‌ دعاها و خواندنشان‌، انسان‌ را نورانيت‌ مضاعفي‌ مي‌بخشد. اين‌ دعاها را در اختيار ما گذاشته‌اند. كيفيت‌ حرف‌ زدن‌ و مناجات‌ كردن‌ با خدا را به‌ ما ياد داده‌اند. معين‌ كرده‌اند كه‌ چه‌ حرفهايي‌ را مي‌شود با خدا زد. بعضي‌ از اين‌ جملات‌ ادعيه‌ي‌ مأثوره‌ از ائمه‌(عليهم‌السلام‌) هست‌ كه‌ اگر اينها نبود، آدم‌ نمي‌توانست‌ خودش‌ تشخيص‌ بدهد كه‌ مي‌شود با خدا با اين‌ زبان‌ حرف‌ زد و اين‌طور از خدا خواست‌ و التماس‌ كرد.
علاوه‌ي‌ بر اينها، همين‌ نفس‌ روزه‌ي‌ ماه‌ رمضان‌ است‌ كه‌ يك‌ زمينه‌ي‌ روحانيت‌ و نورانيت‌، براي‌ روزه‌دار مي‌باشد و او را براي‌ كسب‌ فيوضات‌ الهي‌، آماده‌ مي‌كند. اين‌، مجموعه‌ي‌ ماه‌ رمضان‌، با نماز و با وظايف‌ مقرره‌ي‌ هميشگي‌ و با روزه‌ و با دعاهايش‌ است‌ كه‌ اگر شما به‌ اينها توجه‌ كنيد و تلاوت‌ قرآن‌ را هم‌ به‌ آن‌ اضافه‌ نماييد ـ كه‌ گفته‌اند ماه‌ رمضان‌، بهار قرآن‌ است‌ ـ يك‌ دوره‌ي‌ بازسازي‌ و بازيابي‌ و نجات‌ خود از پوسيدگيها و فسادها و امثال‌ اينها خواهد بود; دوره‌ي‌ خيلي‌ مغتنمي‌ است‌.

سیر الی‌الله در ماه مبارک رمضان
اصل‌ قضيه‌ اين‌ است‌ كه‌ ما بتوانيم‌ در ماه‌ رمضان‌، اين‌ سير الي‌الله‌ را بكنيم‌ و مي‌شود. عرض‌ كردم‌، گاهي‌ كه‌ پس‌ از پايان‌ ماه‌ رمضان‌، خدمت‌ امام‌(رضوان‌الله‌ تعالي‌عليه‌) مي‌رسيدم‌، برايم‌ محسوس‌ بود كه‌ ايشان‌ نوراني‌تر شده‌اند و حرف‌ زدن‌ و نگاه‌ و اشاره‌ و حركت‌ دست‌ و اظهارنظرشان‌، با قبل‌ از ماه‌ رمضان‌ فرق‌ كرده‌ است‌. دوره‌ي‌ ماه‌ رمضان‌، براي‌ يك‌ انسان‌ مؤمن‌ و والا، اين‌طوري‌ است‌. آن‌قدر به‌ او و به‌قلب‌ و باطنش‌، نورانيت‌ مي‌بخشد كه‌ انسان‌ اين‌ را در مشاهده‌ي‌ حضوري‌ او حس‌ مي‌كند و از حرف‌زدنش‌ مي‌فهمد كه‌ نوراني‌تر شده‌ است‌. بندگان‌ خدا همين‌طورند. ما بايد از اين‌ فرصت‌، خيلي‌ استفاده‌ كنيم‌.
يك‌ نكته‌ را در زندگي‌ عملي‌ خودمان‌ عرض‌ مي‌كنم‌ كه‌ شايد ان‌شاءالله‌ براي‌ خود من‌ و براي‌ همه‌ي‌ شما برادران‌ و خواهران‌، وسيله‌يي‌ براي‌ تحرك‌ بهتر و بيشتر باشد. آن‌ نكته‌، اين‌ است‌ كه‌ براي‌ نزديكي‌ به‌ خدا، اصل‌ قضيه‌، ترك‌ گناهان‌ است‌. انجام‌ مستحبات‌ و نوافل‌ و توسلات‌ و دعا و بقيه‌ي‌ امور، فرع‌ است‌. اصل‌ قضيه‌، اين‌ است‌ كه‌ انسان‌ از صدور گناه‌ و خلاف‌ از خود، مانع‌ بشود. اين‌، همان‌ تقوا را مي‌طلبد. تقوا و پرهيزگاري‌، مهمترين‌ ـ يا بگوييم‌ اولي‌ترين‌ ـ مظهري‌ است‌ كه‌ وجود انسان‌ بايد داشته‌ باشد. همين‌ است‌ كه‌ مانع‌ از گناه‌ انسان‌ مي‌شود. گناه‌ نمي‌گذارد كه‌ انسان‌، حتي‌ خود را به‌ لبه‌ي‌ درياي‌ عظيم‌ مغفرت‌ الهي‌ برساند و از آن‌ استفاده‌ كند. گناه‌ نمي‌گذارد كه‌ ما حال‌ دعا و توجه‌ پيدا كنيم‌. گناه‌ نمي‌گذارد كه‌ ما به‌ فكر بازنگري‌ و بازسازي‌ خودمان‌ بيفتيم‌. كوشش‌ بكنيم‌ از گناه‌ فاصله‌ بگيريم‌. اين‌، شرط اول‌ قضيه‌ است‌. ....

ترک گناهان زمینه‌ی استفاده از رحمت و مغفرت الهی را آماده می‌کند
بايد زمينه‌ي‌ استفاده‌ از رحمت‌ و مغفرت‌ و افاضات‌ معنوي‌ الهي‌ را آماده‌ كرد و آن‌، با ترك‌ گناه‌ است‌. لذا شما در دعاي‌ كميل‌ مي‌بينيد كه‌ اميرالمؤمنين‌(عليه‌الصلاه‌ والسلام‌) مي‌فرمايد: "اللهم‌ اغفر لي‌ الذنوب‌ التي‌ تحبس‌ الدعاء". يعني‌ خدايا! آن‌ گناهاني‌ كه‌ دعاي‌ مرا حبس‌ خواهد كرد، آنها را بيامرز. گناهان‌، مانع‌ از اجابت‌ دعا مي‌شود. در همين‌ شبها و سحرها، در دعاي‌ شريف‌ ابوحمزه‌ مي‌خوانيد: "فرق‌ بيني‌ و بين‌ ذنبي‌ المانع‌ لي‌ من‌ لزوم‌ طاعتك‌": خدايا! ميان‌ من‌ و گناهم‌ فاصله‌ بينداز; آن‌ گناهي‌ كه‌ مانع‌ از انجام‌ وظايفم‌ مي‌شود و باعث‌ مي‌گردد كه‌ نتوانم‌ خودم‌ را به‌ تو نزديك‌ كنم‌. اصل‌ قضيه‌، مسئله‌ي‌ ترك‌ گناه‌ است‌.
مهمترين‌ حسن‌ يك‌ نظام‌ و حكومت‌ اسلامي‌ در اين‌ است‌ كه‌ فضا را، فضاي‌ گناه‌آلود نمي‌كند. در نظامهاي‌ طاغوتي‌، فضا گناه‌آلود است‌. اگر انسان‌ هم‌ بخواهد گناه‌ نكند، گويي‌ براي‌ او ميسور نيست‌ و همه‌ چيز، انسان‌ را به‌ طرف‌ گناه‌ سوق‌ مي‌دهد. در نظام‌ اسلامي‌، اين‌طور نيست‌. در نظام‌ اسلامي‌، فضا گناه‌آلود نيست‌. ... در نظام‌ اسلامي‌، گناه‌ نه‌ فقط معيار پيشرفت‌ نيست‌، بلكه‌ ضد پيشرفت‌ و ضد ارزش‌ و معيار تنزل‌ است‌.
بنابراين‌، اصل‌ قضيه‌، اجتناب‌ از گناه‌ است‌ كه‌ بايد سعي‌ كنيم‌ در اين‌ ماه‌ رمضان‌، ان‌شاءالله‌ با تمرين‌ و حديث‌ نفس‌ و رياضت‌، گناه‌ را از خودمان‌ دور كنيم‌. اگر گناه‌ از ما دور شد، آن‌وقت‌ راه‌ براي‌ عروج‌ و پرواز در ملكوت‌ آسمانها ممكن‌ خواهد شد و انسان‌ خواهد توانست‌، آن‌ سير معنوي‌ و الهي‌ و آن‌ طيران‌ معين‌شده‌ براي‌ انسان‌ را انجام‌ بدهد; اما با سنگيني‌ بار گناه‌، چنين‌ چيزي‌ ممكن‌ نيست‌. اين‌ ماه‌ رمضان‌، فرصت‌ خوبي‌ براي‌ دور شدن‌ از گناه‌ است‌.

فرازی از سخنراني‌ در ديدار با اقشار مختلف‌ مردم‌ (روز يازدهم‌ ماه‌ مبارك‌ رمضان‌) 18/1/1369

● اهمیت روزه و ره‌آورد عملی آن در ماه مبارک رمضان

‏ روزه كه از آن به‏عنوان تكليف الهى ياد مى‏كنيم، در حقيقت يك تشريف الهى است؛ يك نعمت خداست؛ يك فرصت بسيار ذى‏قيمت براى كسانى است كه موفّق مى‏شوند روزه بگيرند؛ البته سختيهايى هم دارد. همه كارهاى مبارك و مفيد، از سختى خالى نيست. بشر بدون تحمّل سختيها به جايى نمى‏رسد. اين مقدار سختى كه در تحمّل روزه‏گيرى وجود دارد، در مقابل آنچه كه از روزه عايد انسان مى‏شود، چيزِ كم و سرمايه اندكى است كه انسان مصرف مى‏كند و سود بسيارى را مى‏برد.

فرازی از خطبه های نماز جمعه 26/9/1378

روزه فقط اين نيست كه انسان نخورد و نياشامد. اين نخوردن و نياشاميدن، بايد از روى نيّت باشد، والاّ اگر شما يك روز به خاطر گرفتارى و يا اشتغال به كار، دوازده ساعت، پانزده ساعت فرصت نكنيد چيزى بخوريد، هيچ ثوابى به شما نخواهند داد. اما همين امساك را وقتى با نيّت انجام داديد - «اجعلنا ممّن نوى فعمل»؛ نيّت كند و به دنبال آن، عمل انجام دهد - اين همان گوهر درخشانى مى‏شود كه به شما ارزش مى‏بخشد و روحتان را قيمتى مى‏كند.
شرط روزه، نيّت است. نيّت يعنى چه؟ يعنى اين عمل را،اين حركت را، اين امساك و تمرين را، جهت دادن براى خدا، در راه خدا، به خاطر انجام دستور الهى. اين است كه به هر كارى ارزش مى‏بخشد.لذا در دعاى شب اوّل ماه مبارك مى‏خوانيد كه: «اللّهم اجعلنا ممن نوى فعمل ولا تجعلنا ممن شقى فكسل» (الاقبال باعمال الحسنة، ج 1، ص 1376). كسالت، بى‏رغبتى و بى‏نشاطى براى كار چه كار معنوى و چه كار مادّى - شقاوت است.
روزه، يكى از بهترين كارهاست. با اين كه به ظاهر اقدام نكردن است؛ اما در باطن اقدام است، عمل است، كار مثبت است. چون شما نيّت اين كار را داريد؛ لذا از هنگامى كه وارد صحنه روزه‏دارى مى‏شويد - يعنى از بعد از لحظه طلوع فجر - تا آخر روز به طور دائم به خاطر اين نيّت، در حال عبادتيد. اگر هم بخوابيد، عبادت مى‏كنيد. همين‏طور راه برويد، عبادت مى‏كنيد.
اين كه از قول نبّى‏اكرم عليه‏و على‏آله‏الصّلاة والسّلام نقل شده است كه فرمود: «انفاسكم فيه تسبيح و نومكم فيه عبادة» (امالى شيخ صدوق، ص 84)؛ خوابيدن و نفس كشيدن شما عبادت است، خواب چطور عبادت مى‏شود؟ نفس كشيدن چطور «سبحان‏اللَّه» گفتن مى‏شود؟ اين به‏ خاطر آن است كه شما بى‏كار هم كه باشيد، هيچ اقدامى هم كه نكنيد، چون با اين نيّت وارد اين وادى شده‏ايد، يكسره در حال عبادتيد.
در روايت ديگر مى‏فرمايد: «نوم‏الصّائم عبادة و صمته تسبيح» (ثواب الاعمال، ص 75)؛ سكوت هم كه مى‏كنيد، مثل اين است كه «سبحان‏اللَّه» مى‏گوييد. و «عمله متقبّل و دعائه مستجاب» (ثواب الاعمال، ص 75)؛ عمل شما مقبول، و دعايتان مستجاب است. سكوت شما عبادت است، نفس‏ كشيدن شما عبادت است، خوابيدن شما عبادت است. چرا؟ چون شما اين امساك و اين دست كشيدن از بخشى از لذّات جسمانى را، براى خدا در يك مدّت سى روزه - ماه رمضان - تجربه مى‏كنيد.
همه اين عبادت و ديگر عبادات، برگرد اين محور مى‏گردد كه انسان با مشتهيّات نفسانى و با لذايذى كه انسان را به پستى مى‏كشانند و برده مى‏كنند، مبارزه كند..........
يك روايت از امام صادق عليه‏الصّلاة والسّلام است كه خطاب به «محمّدبن مسلم» مى‏فرمايد: «يا محمّد! اذا صمت فليصم سمعك و بصرك و لسانك و لحمك و دمك و جلدك و شعرك و بشرك» (المقنعة، ص 310 ). امام صادق به اين يار و شاگرد نزديك خودشان مى‏فرمايند كه وقتى روزه مى‏گيرى، بايد شنوايى تو روزه‏گير باشد، بينايى تو روزه بگيرد، زبان تو روزه بگيرد، گوشت و خون و پوست و موى و بشره تو روزه‏دار باشد؛ دروغ نگويى، انسانهاى مؤمن را دچار بلا نكنى، دلهاى ساده را اغوا نكنى، براى برادران مسلمان و جامعه اسلامى توطئه درست نكنى، بدخواهى نكنى، بددلى نكنى، تهمت نزنى، كم‏فروشى نكنى، امانتدارى كنى. انسانى كه در ماه رمضان با كفِ‏نفس خود، از خوردن و آشاميدن و مشتهيّات نفسانى و جنسى روزه مى‏گيرد، بايد زبان خود، چشم خود، گوش خود، و همه اعضا و جوارح خود را روزه‏دار بداند و خود را در محضر خداى متعال و دورى گزيده از گناهان بينگارد. ...
در يك روايتى ديگر مى‏فرمايد: «صوم النّفس امساك الحواس الخمس عن سائر المأثم» (غررالحكم: ح 5889). از اميرالمؤمنين عليه ‏الصّلاة و السّلام نقل شده است كه روزه نفس، غير از روزه جسم و روزه شكم است. روزه نفس انسان اين است كه همه حواس پنجگانه او از گناهان امساك كنند. «و خلوّ القلب من جميع اسباب الشّر»؛ دل از همه موجبات و اسباب شرّ و فساد خالى شود. با خداى متعال و با بندگان خدا، دل را صاف و بى‏غلّ و غش كنيم. در اين جهت، روايات زيادى هست.

فرازی از خطبه‏هاى مقام معظم رهبرى‏ در اولين جمعه ماه مبارك رمضان‏ 1376/10/12

اين ماه، ماه روزه است؛ ماه نزول قرآن و انس با قرآن است؛ ماه عبادت و دعا و مناجات است - كه دعا مغز و روح عبادت است - ماه استغفار و توبه و بازگشت از راههاى ناپسند نزد خداى متعال و رعايت تقواى الهى است؛ ماه جهاد است - كه در اين ماه مبارك، غزوه‏ى بدر در سال دوم هجرت، و فتح مكه در سال هشتم هجرت، و شروع غزوه‏ى حنين در همان سال اتفاق افتاده است - ماه جهاد با نفس و جهاد با شيطان و جهاد با دشمنان خداست؛ ماه آمادگى و ماه ذخيره‏ى تقواست؛ ماه صله‏ى رحم، صدق و برّ با برادران دينى، آشنايى با معارف، آشنايى و تدبر در قرآن، و خلاصه ذخيره كردن سرمايه‏ى حركت الهى در طول يك سال است. اميد است كه روزهاى گذشته را با عمل بر وفق مقتضيات اين ماه گذرانده باشيم و روزهاى آينده را بيشتر قدر بدانيم و در كار نفس خود، در معامله‏ى با احكام الهى، در برخورد با مردم، در تدبر و ارتباط با قرآن، و در تصميم و عزم بر مجاهدت با نفس، يك تصميم جدى و يك اقدام قاطع انجام بدهيم.

فرازی ازخطبه‏هاى نماز جمعه‏ى تهران16/1/1370

ورود اين‌ ماه‌ را به‌ هم‌ تبريك‌ بگويند و يكديگر را به‌ استفاده‌ي‌ هرچه‌ بيشتر از اين‌ ماه‌ توصيه‌ كنند. چون‌ ماه‌ ضيافت‌ الهي‌ است‌، در اين‌ ماه‌ فقط مؤمنين‌ و كساني‌ كه‌ اهل‌ ورود در اين‌ ضيافتند، بر سر سفره‌ي‌ پروردگار منان‌ و كريم‌ مي‌نشينند. اين‌، غير از سفره‌ي‌ عام‌ كرم‌ الهي‌ است‌ كه‌ همه‌ي‌ انسانها، بلكه‌ همه‌ي‌ موجودات‌ عالم‌ از آن‌ بهره‌مندند; اين‌، سفره‌ي‌ خواص‌ و ضيافت‌ خاصان‌ پروردگار است‌.
بخشي‌ از مسايل‌ مهم‌ مربوط به‌ اين‌ ماه‌، در ذيل‌ اين‌ آيه‌ي‌ شريفه‌ي‌ سوره‌ي‌ بقره‌ و آيات‌ بعد از آن‌ ذكر شده‌ است‌، كه‌ من‌ گوشه‌ي‌ كوچكي‌ از آن‌ را در اين‌ خطبه‌ عرض‌ مي‌كنم‌.
اولا مي‌فرمايد: "كتب‌ عليكم‌ الصيام‌ كما كتب‌ علي‌ الذين‌ من‌ قبلكم‌". ما مي‌دانيم‌ كه‌ نماز و زكات‌، مخصوص‌ امت‌ اسلام‌ نبوده‌ است‌; بلكه‌ پيامبران‌ قبل‌ از رسول‌ اكرم‌ اسلام‌(صلي‌الله‌عليه‌واله‌وسلم‌) در صدر احكام‌ خود، نماز و زكات‌ را داشته‌اند. "و اوصاني‌ بالصلوه‌ و الزكوه‌ ما دمت‌ حيا" از قول‌ حضرت‌ عيسي‌(ع‌) است‌ كه‌ به‌ مخاطبان‌ خود مي‌فرمايد: خدا من‌ را به‌ نماز و زكات‌ وصيت‌ كرده‌ است‌. از آيات‌ ديگر قرآن‌ هم‌ اين‌ معنا استفاده‌ مي‌شود. آيه‌ي‌ اولي‌ كه‌ تلاوت‌ كردم‌، مي‌فرمايد: روزه‌ هم‌ مثل‌ نماز و زكات‌، در شمار احكامي‌ است‌ كه‌ مخصوص‌ امت‌ اسلام‌ نيست‌; بلكه‌ امم‌ سابق‌ و پيامبران‌ گذشته‌ هم‌ مأمور به‌ روزه‌ بوده‌اند.

روزه پلکانی به سمت تقوا
...‌ در بناي‌ زندگي‌ معنوي‌ انسانها در هر زمان‌، همچنان‌كه‌ نماز لازم‌ است‌ و اين‌ نماز، رابطه‌ي‌ معنوي‌ ميان‌ انسان‌ و خداست‌، و همچنان‌ كه‌ زكات‌ لازم‌ است‌ و اين‌ نكات‌، تزكيه‌ي‌ مالي‌ انسان‌ مي‌باشد، روزه‌ هم‌ واجب‌ و ضروري‌ است‌ و اين‌ يكي‌ از پايه‌هاي‌ اصلي‌ تكامل‌ انسان‌ و تعالي‌ معنوي‌ اوست‌; والا در طول‌ زمان‌ و با تغيير اديان‌ مختلف‌، اين‌ خط، ثابت‌ و مستمر نمي‌ماند.
البته‌ روزه‌، در اديان‌ مختلف‌ و زمانهاي‌ گوناگون‌ و به‌ شكلهاي‌ ديگر وجود دارد; اما گرسنگي‌ كشيدن‌ و اندرون‌ را از طعام‌ خالي‌ داشتن‌ و لب‌ و زبان‌ و دهان‌ را در ساعات‌ معيني‌ بر روي‌ تمتعات‌ جسماني‌ بستن‌، خصوصيتي‌ است‌ كه‌ در روزه‌ي‌ اديان‌ مختلف‌ وجود دارد. پس‌، روزه‌ يك‌ ركن‌ اساسي‌ در تعالي‌ معنوي‌ و تكامل‌ روحي‌ و هدايت‌ و تربيت‌ انساني‌ است‌.
بعد مي‌فرمايد: "لعلكم‌ تتقون‌". يعني‌ اين‌ روزه‌، پلكاني‌ به‌ سمت‌ تقوا و وسيله‌يي‌ براي‌ تأمين‌ آن‌ در وجود و دل‌ و جان‌ شماست‌. تقوا اين‌ است‌ كه‌ انسان‌ در همه‌ي‌ اعمال‌ و رفتار خود مراقب‌ باشد كه‌ آيا اين‌ كار مطابق‌ رضاي‌ خدا و امر الهي‌ است‌، يا نه‌. اين‌ حالت‌ مراقبت‌ و پرهيز و برحذر بودن‌ دايمي‌، اسمش‌ تقواست‌.
نقطه‌ي‌ مقابل‌ تقوا، غفلت‌ و بي‌توجهي‌ و حركت‌ بدون‌ بصيرت‌ است‌. خدا، ناهوشياري‌ مؤمن‌ را در امور زندگي‌ نمي‌پسندد. مؤمن‌ بايد در همه‌ي‌ امور زندگي‌، چشم‌ باز و دل‌ بيدار داشته‌ باشد.
.... اگر ملتي‌ يا فردي‌ داراي‌ تقوا بود، تمام‌ خيرات‌ دنيا و آخرت‌ براي‌ او جلب‌ خواهد شد. فايده‌ي‌ تقوا، فقط براي‌ كسب‌ رضاي‌ پروردگار و نيل‌ به‌ بهشت‌ الهي‌ در قيامت‌ نيست‌; فايده‌ تقوا را انسان‌ باتقوا در دنيا هم‌ مي‌بيند. جامعه‌اي‌ كه‌ باتقواست‌، جامعه‌اي‌ كه‌ راه‌ خدا را با دقت‌ انتخاب‌ مي‌كند و با دقت‌ نيز در آن‌ راه‌ حركت‌ مي‌كند، از نعم‌ الهي‌ در دنيا هم‌ برخوردار مي‌شود، عزت‌ دنيوي‌ هم‌ به‌ دست‌ مي‌آورد و خدا علم‌ و معرفت‌ در امور دنيا هم‌ به‌ او مي‌دهد. جامعه‌يي‌ كه‌ در راه‌ تقوا حركت‌ مي‌كند، فضاي‌ زندگي‌ آن‌ جامعه‌، فضاي‌ سالم‌ و محبت‌آميز و همراه‌ با تعاون‌ و همكاري‌ بين‌ آحاد جامعه‌ است‌.
تقوا، كليد خوشبختي‌ دنيوي‌ و اخروي‌ است‌. بشريت‌ گمراه‌ كه‌ از انواع‌ سختيها و رنجهاي‌ شخصي‌ و اجتماعي‌ مي‌نالد، چوب‌ بي‌تقوايي‌ و غفلت‌ و بي‌توجهي‌ و غرق‌ شدن‌ در منجلابي‌ كه‌ شهواتش‌ براي‌ او فراهم‌ كرده‌ است‌، مي‌خورد. جوامعي‌ كه‌ عقب‌ افتاده‌اند، حالشان‌ معلوم‌ است‌. جوامع‌ پيشرفته‌ي‌ عالم‌ هم‌، اگرچه‌ از بعضي‌ جهات‌ خوشبختي‌هايي‌ دارند ـ كه‌ همان‌ هم‌ ناشي‌ از هوشياري‌ و بيداري‌ در بعضي‌ از امور زندگي‌ است‌ ـ اما دچار خلاها و كمبودهاي‌ مرگباري‌ هستند كه‌ نويسندگان‌ و گويندگان‌ و هنرمندان‌ آنها، امروز با صد زبان‌ آن‌ را بيان‌ مي‌كنند.
تقوا، وصيت‌ اول‌ و آخر پيامبران‌ است‌. در سوره‌هاي‌ مختلف‌ قرآن‌ مي‌خوانيد، اولين‌ سخني‌ كه‌ انبياي‌ الهي‌ به‌ مردم‌ گفته‌اند، توصيه‌ به‌ تقوا بوده‌ است‌. اگر تقوا باشد، هدايت‌ الهي‌ هم‌ هست‌; و اگر تقوا نباشد، هدايت‌ الهي‌ هم‌ به‌ صورت‌ كامل‌ نصيب‌ فرد و جامعه‌ نمي‌شود. اين‌ روزه‌، مقدمه‌ي‌ تقواست‌.
خداوند در يك‌ آيه‌ي‌ ديگر از سوره‌ حديد مي‌فرمايد: "يا ايها الذين‌ امنوا اتقوا الله‌ و امنوا برسوله‌ يؤتكم‌ كفلين‌ من‌ رحمته‌ و يجعل‌ لكم‌ نورا تمشون‌ به‌". تقوا موجب‌ مي‌شود كه‌ خداي‌ متعال‌ نوري‌ را در قلب‌ و زندگي‌ و راه‌ شما قرار بدهد، تا بتوانيد در پرتو آن‌ نور حركت‌ كنيد و راه‌ زندگي‌ را پيدا نماييد. بشر نمي‌تواند با سردرگمي‌ حركت‌ كند. بدون‌ شناختن‌ مقصد و هدف‌، حركت‌ انساني‌ ميسور نيست‌. اين‌ نوري‌ كه‌ مي‌تواند هدف‌ و سرمنزل‌ و راه‌ را به‌ ما نشان‌ بدهد، ناشي‌ از تقوا و پرهيزگاري‌ است‌. توصيه‌ همه‌ي‌ انبيا و اوليا به‌ تقواست‌.
... ماه‌ رمضان‌ را مغتنم‌ بشماريد. اين‌ روزها را با روزه‌داري‌، و اين‌ شبها را با ذكر و دعا به‌ سر ببريد. فصل‌ دعا هم‌، همين‌ ماه‌ مبارك‌ است‌. اگرچه‌ هميشه‌ انسان‌ بايد با رشته‌ي‌ دعا به‌ خدا متصل‌ باشد، اما آيه‌ي‌ "و اذا سألك‌ عبادي‌ عني‌ فاني‌ قريب‌ اجيب‌ دعوه‌ الداع‌ اذا دعان‌" در سوره‌ي‌ بقره‌، در خلال‌ همين‌ آيات‌ مباركه‌ي‌ مربوط به‌ روزه‌ و ماه‌ رمضان‌ است‌. در وسط آيات‌ روزه‌ و ماه‌ رمضان‌، اين‌ آيه‌ي‌ "و اذا سألك‌ عبادي‌ عني‌ فاني‌ قريب‌" آمده‌، كه‌ همه‌ي‌ انسانها و همه‌ي‌ بندگان‌ را به‌ دعا و توجه‌ سوق‌ مي‌دهد و دعوت‌ مي‌كند.
رابطه‌ي‌ دعا، رابطه‌ي‌ قلبي‌ شما با خداست‌. دعا، يعني‌ خواستن‌ و خدا را خواندن‌. خواستن‌، يعني‌ اميدواري‌. تا اميد نداشته‌ باشيد، از خدا چيزي‌ را درخواست‌ نمي‌كنيد. انسان‌ نااميد كه‌ چيزي‌ طلب‌ نمي‌كند. پس‌، دعا يعني‌ اميد، كه‌ ملازم‌ با اميد به‌ اجابت‌ است‌. اين‌ اميد به‌ اجابت‌، دلها را مشعل‌ مي‌كند و منور نگه‌ مي‌دارد. به‌ بركت‌ دعا، جامعه‌ بانشاط و اهل‌ حركت‌ مي‌شود.
اين‌ ماه‌، همچنين‌ بهار قرآن‌ است‌. انس‌ با قرآن‌، معرفت‌ اسلامي‌ را در ذهن‌ ما قوي‌تر و عميق‌تر مي‌كند.
اگر در آيات‌ قرآن‌ تأمل‌ بكنيم‌، اراده‌ و استقامت‌ ما قويتر و بيشتر از اين‌ خواهد شد. همين‌ آيات‌ قرآني‌ است‌ كه‌ توانست‌ در روزگاري‌، انسانهايي‌ را تربيت‌ كند كه‌ با دنياي‌ كفر و ظلمات‌ بستيزند. همين‌ معارف‌ است‌ كه‌ ملت‌ بزرگ‌ ما را وادار كرد و مجهز نمود كه‌ با دنياي‌ مدرن‌ مظلم‌ جاهليت‌ ـ جاهليت‌ مدرن‌ و جاهليت‌ قرن‌ بيستم‌ ـ مقابله‌ كند. اميدواريم‌ كه‌ ملت‌ ما روزبه‌روز به‌ قرآن‌ و حقايق‌ قرآني‌ نزديكتر بشوند

فرازی از خطبه‌هاي‌ نماز جمعه‌ي‌ تهران‌ 10/1/1369

● روزه در کلام معصومین(ع)

مراحل روزه
..... سه مرحله براى روزه ذكر كرده‏اند؛ هر سه مرحله هم براى كسانى‏كه اهل آن هستند، مفيد است. يك مرحله، همين مرحله‏ى عمومى روزه است؛ يعنى پرهيز از خوردن و نوشيدن و ساير محرّمات. اگر تنها محتواى روزه ما همين امساك باشد، اين منافع زيادى دارد. هم ما را مى‏آزمايد و هم به ما مى‏آموزد؛ هم درس هست، هم آزمايش براى زندگى است. تمرين و ورزش است؛ يك ورزش بسيار با اهميت‏تر از ورزش جسمانى در اين كار وجود دارد. رواياتى از ائمه عليهم‏السّلام وارد شده است كه به همين مرحله از روزه توجّه دارد. يك روايت از امام صادق عليه‏الصّلاةوالسّلام است كه مى‏فرمايد: «ليستوى به الغنى و الفقير»(فضائل الاشهر الثلاثه، ص 102) خداى متعال روزه را واجب كرده است، تا در اين ساعات و روزها، فقير و غنى با يكديگر برابر شوند. انسانى كه تهيدست و فقير است، نمى‏تواند در طول روز هرچه هوس كرد، بخرد و بخورد و بياشامد؛ اما آدمهاى غنى، در طول روز، هرچه كه هوس مى‏كنند و هرچه كه مى‏خواهند، برايشان فراهم است. غنى، حال فقير و گرسنگى فقير و تهيدستى او را از به‏دست آوردن چيزهايى كه مورد اشتهاى اوست، درك نمى‏كند؛ اما در روزى كه روزه مى‏گيرد، همه يكسانند و با اختيار خودشان، از مشتهيّات نفسانى محرومند. يك روايت ديگر از امام رضا عليه‏السّلام نقل شده است كه به نكته ديگرى اشاره دارد. مى‏فرمايد: «لكى يعرفوا الم الجوع و العطش و يستدلوا على فقر الآخره» (علل الشرايع، ص 270) در اين روايت، به تهيدستى و گرسنگى و تشنگى روز قیامت اشاره مى‏شود. در روز قيامت، يكى از ابتلائات انسان، تشنگى و گرسنگى است كه در آن حالت، انسان در مقابل مؤاخذه و سؤال و جواب الهى قرار مى‏گيرد. انسان بايد در گرسنگى و تشنگى روز ماه رمضان، به آن حالت روز قيامت توجّه كند و به آن لحظه بسيار سخت و دشوار متنبّه شود.
باز روايت ديگرى از امام رضا عليه‏السّلام است كه به بُعد ديگرى از ابعاد روزه در همين مرحله گرسنگى و تشنگى كشيدن توجّه مى‏كند. آن، اين است كه مى‏فرمايد: «صابراً على ما اصابه من الجوع والعطش»(علل الشرايع، ص). قدرت صبر به انسان ‏داده مى‏شود كه بتواند گرسنگى و تشنگى را تحمّل كند. انسانهاى نازپرورده - كسانى‏كه معناى گرسنگى و تشنگى را نچشيده‏اند و نفهميده‏اند - قدرت صبر و تحمّل هم ندارند؛ در بسيارى از ميدانها، خيلى زود از پا درمى‏آيند و امتحانهاى گوناگون زندگى، آنها را درهم مى‏فشرد و له مى‏كند. انسانى كه گرسنگى و تشنگى را چشيده است، معناى اينها را مى‏داند و در مقابل دشواريهايى كه از اين راه ممكن است پيش بيايد، قدرت تحمّل دارد. ماه رمضان، اين قدرت تحمل و اين صبر را به همه مى‏دهد. يك روايت ديگر هم در همين زمينه عرض مى‏كنم كه آن هم از امام رضا عليه‏الصّلاةوالسّلام است؛ گرچه شايد اين يكى، دو مورد، فقره‏هاى يك حديث باشد. «و رائضا لهم على اداء ما كلّفهم» ‏(علل الشرايع، ص 270)؛ يعنى تحمّل گرسنگى و تشنگى و اجتناب از مشتهيّات نفسانى در روز ماه رمضان، يك نوع رياضت است كه انسان را بر اداء تكاليف گوناگون زندگى قادر مى‏سازد. البته منظور، رياضت هاى شرعى و رياضت هاى الهى و رياضت هاى اختيارى است. ...
مرحله دوم روزه، پرهيز از گناه است؛ يعنى نگاهدارى گوش و چشم و زبان و دل - حتّى طبق بعضى از روايات - نگاهدارى بشره انسان، پوست بدن و موى بدن انسان از گناه. ... اجتناب از گناه، چيزى است كه مثل يك كوه در چشم انسان جلوه مى‏كند؛ اما با تصميم، مثل يك زمين هموار مى‏شود. در ماه رمضان، بهترين فرصت است كه همه اين را تمرين بكنند. روايت ديگرى از فاطمه زهرا سلام‏اللَّه‏عليها نقل شده است كه فرمود: «ما يصنع الصائم بصيامه اذا لم يصن لسانه و سمعه و بصره و جوارحه» (النوادر: 22)؛ انسان ‏ از روزه چه بهره‏اى خواهد برد، اگر زبان و گوش و چشم و جوارح خود را از گناه باز ندارد؟ ....
و از جمله اين گناهان، گناهان زبان است؛ بدگويى و اهانت به ديگران است. از جمله اين گناهان، گناهان دل است؛ دشمنى و كينه ديگران را در دل پروراندن است. بعضى گناهان به معناى اصطلاح شرعى است؛ بعضى گناهان اخلاقى است؛ مراتب گوناگونى دارد. ....
مرحله سوم از روزه‏دارى، پرهيز از هرچيزى است كه ذهن و ضمير انسان را از ياد خدا غافل كند. اين، آن مرحله بالاى روزه‏دارى است كه در حديث آن‏طور كه وارد شده است، پيامبر به حضرت پروردگار (جلّت عظمته) عرض مى‏كند: «يا ربّ و ما ميراث الصّوم»؛ دستاورد روزه چيست؟ ذات اقدس ربوبى فرمود: «الصوم يورث الحكمة و الحكمة تورث المعرفة و المعرفة تورث اليقين فاذا استيقن العبد لا يبالى كيف اصبح بعسر ام بيسر» ‏(بحارالانوار: ج 77، ص 27)؛ روزه سرچشمه‏هاى حكمت را در دل مى‏جوشاند. وقتى كه حكمت بر دل حاكم شد، آن معرفت نورانى و روشن به‏وجود مى‏آيد. معرفت كه به‏وجود آمد، همان يقينى به‏وجود مى‏آيد كه حضرت ابراهيم از خداى متعال آن را مى‏خواست و در دعاهاى اين ماه مرتّب درخواست شده است. وقتى كسى داراى يقين بود، همه دشواريهاى زندگى بر او آسان مى‏شود و انسان شكست‏ناپذير از حوادث مى‏گردد. ببينيد چقدر اهميت دارد! اين انسانى كه مى‏خواهد در مدّت سالهاى عمر خود، يك راه تعالى و تكامل را بپيمايد، در مقابل مشكلات و حوادث زندگى و موانع راه، شكست‏ناپذير مى‏شود. يقين، چنين حالتى به انسان مى‏دهد. اينها ناشى از روزه است. وقتى كه روزه ياد خدا را در دل زنده كرد و فروغ معرفت خدا را در دل به‏وجود آورد و دل را روشن نمود، اينها به دنبالش مى‏آيد. هر چيزى كه انسان را از ياد خدا غافل كند، به روزه براى اين مرحله مضرّ است. خوشا به‏حال كسانى كه مى‏توانند خود را به اين مرحله برسانند. البته ما بايد آرزو كنيم و از خدا بخواهيم و همّت كنيم كه خودمان را به اين مرحله برسانيم.

فرازی از خطبه‏هاى نماز جمعه‏ى تهران‏ به امامت حضرت آيةاللَّه خامنه‏اى26/9/1378

براى اين‏كه از فضاى ماه مبارك بهره‏مند شويم، اين حديث را عرض مى‏كنم و اندكى درباره‏ى آن صحبت مى‏كنم. حديث صحيح معتبر از پيغمبر اكرم (صلّى‏اللَّه‏عليه‏واله‏وسلّم) اين است: «الصّوم جنّة من النّار»؛ روزه، سپر آتش است. از طرق اهل سنت هم همين مضمون با الفاظ مختلف نقل شده است؛ از جمله اين لفظ: «الصّيام جنّة العبد المؤمن يوم القيامة كما يقى احدكم سلاحه فى الدّنيا»؛ همچنان‏كه شما در دنيا با سلاح و وسيله‏ى دفاعىِ خودتان از خود دفاع مى‏كنيد، در آخرت هم به‏وسيله‏ى روزه از خودتان در مقابل تعرض آتش دوزخ دفاع مى‏كنيد.

روزه، مظهر کف نفس
خصوصيت روزه چيست كه تعبير «جنّة من النّار» درباره‏ى آن بيان شده است؟ خصوصيت روزه عبارت است از كفّ نفس. روزه، مظهر كفّ نفس است؛ «و نهى النّفس عن الهوى». مظهر صبر در مقابل گناه و غلبه‏ى مشتهيات، روزه است. لذا در روايات، ذيل آيه‏ى شريفه‏ى «واستعينوا بالصّبر و الصّلاة» صبر را به روزه تعبير كرده‏اند. روزه، مظهر گذشت از خواسته‏هاست. ....

فرازی از بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در ديدار مسئولان نظام‏ 1383/8/6

● لیله‌القدر: شب سلامت معنوی و شب نزول برکات الهی

ماه رمضان، وقت استغفار و دعا و انابه است. دو شب از شبهاى مشتبه به قدر و محتمل القدريّه گذشت - شب نوزدهم و شب بيسب و يكم - امّا شب بيست وسوّم در پيش است؛ آن را قدر بدانيد. از اوّل شب بيست وسوم، از هنگام غروب آفتاب، سلام الهى -«سلام هى حتّى مطلع الفجر» (قدر: 5) - شروع مى‏شود، تا وقتى كه اذان صبح آغاز مى‏گردد.
اين چند ساعتِ اين وسط، سلامِ الهى و امن الهى و خيمه رحمت خداست كه بر سراسر آفرينش زده شده است. آن شب، شب عجيبى است؛ بهتر از هزارماه، نَه برابر آن؛ «خيرٌ من ألف شهر» (قدر: 3). هزار ماه زندگى انسان، چقدر مى‏تواند بركات به وجود آورد و جلب رحمت و خير كند! اين يك شب، بهتر از هزار ماه است. اين، خيلى اهميّت دارد. اين شب را قدر بدانيد و آن را به دعا و توجّه و تفكّر و تأمّل در آيات خلقت و تأمّل در سرنوشت انسان و آنچه كه خداى متعال از انسان خواسته است و بى‏اعتبارى اين زندگى مادّى و اين كه همه اين‏چيزهايى كه مى‏بينيد، مقدّمه آن عالمى است كه لحظه جان دادن، دروازه آن عالم است، بگذرانيد.

فرازی از بيانات مقام معظم رهبرى‏ در خطبه‏هاى نماز جمعه تهران12/11/ 1375

در ماه رمضان هم - در همه روزها و شبها - دلهايتان را هرچه مى‏توانيد با ذكر الهى نوراني‌تر كنيد، تا براى ورود در ساحت مقدّس ليلةالقدر آماده شويد، كه: «ليلةالقدر خير من الف شهر. تنزّل الملائكة والرّوح. فيها بإذن ربّهم من كل امر» (قدر: 3 و 4). شبى كه فرشتگان، زمين را به آسمان متّصل مى‏كنند، دلها را نورباران و محيط زندگى را با نور فضل و لطف الهى منوّر مى‏كنند. شب سِلم و سلامت معنوى - سلامٌ هى حتّى مطلع الفجر ‏(قدر: 5) - شب سلامت دلها و جانها، شب شفاى بيماريهاى اخلاقى، بيماريهاى معنوى، بيماريهاى مادّى و بيماريهاى عمومى و اجتماعى كه امروز متأسفانه دامان بسيارى از ملتهاى جهان، از جمله ملتهاى مسلمان را گرفته است! سلامتى از همه اينها، در شب قدر ممكن و ميسّر است؛ به شرطى كه با آمادگى وارد شب قدر شويد.
دعا و توجّه شما، ذكر خدا در دلهاى پاك و نورانى شما جوانان عزيز، معجزه‏ها و كارها مى‏كند. خود را از اكنون آماده كنيد. مخصوص اين ايام هم نيست؛ در تمام عمرتان رابطه با خدا، در شما صفا و اخلاص را تقويت مى‏كند و صفا و اخلاص، گره‏گشاى همه كارهاست.

فرازی از بيانات مقام معظم رهبرى‏ در جمع بسيجيان به‏مناسبت هفته بسيج‏ 1376/9/5

ماه رمضان، ماه ذخيره‏سازى و ماه نيرو گرفتن است. ماه رمضان، ماهى است كه آحاد مردم بايد خود را به خزائن غيبى و معنوى الهى برسانند و هر مقدار كه مى‏توانند، تغذيه كنند؛ خود را براى پيشرفت آماده كنند. اين، ماه رمضان است.
ليلةالقدرى كه در اين ماه رمضان است و قرآن صريحاً مى‏فرمايد:«ليلةالقدر خيرٌ مِن الف شهر» ( قدر: 3)، يك شب بهتر است از هزار سى روز - هزار ماه - بسيار مهم است. چرا اين قدر فضيلت را به يك شب دادند؟ زيرا بركات الهى در اين شب زياد است؛ نزول ملائكه در اين شب زياد است؛ اين شب، سلام است؛ «سلام هى حتّى مطلع‏الفجر» (قدر: 5)؛ از اوّل تا آخر اين شب، لحظاتش سلام الهى است. «سلام قولا مِن ربّ رحيم» (يس: 58). رحمت و فضل الهى است كه بر بندگان خدا نازل مى‏شود.
ليلةالقدر، شب ولايت است. هم شب نزول قرآن است، هم شب نزول ملائكه بر امام زمان است، هم شب قرآن و شب اهل بيت است، هم شب قرآن و هم شب عترت است. لذا سوره مباركه قدر هم، سوره ولايت است.
شب قدر خيلى ارزش دارد. همه ماه رمضان، شبها و روزهايش ارزش والا دارد. البته ليلةالقدر نسبت به روزها و شبهاى ماه رمضان، خيلى فاخرتر است؛ اما شبها و روزهاى ماه رمضان، نسبت به روزها و شبهاى بقيه سال، خيلى فاخرتر است. بايد قدر بدانيد. در اين روزها و در اين شبها، همه بر سر سفره انعام الهى حاضريد. استفاده كنيد.
در اين ماه، هر كار نيكى بكنيد، هر سخن حقى بگوييد، هر كلمه‏اى را به كسى كه محتاج تعليم است، تعليم دهيد، هر كلمه‏اى كه براى خدا فراگيريد و در راه خدا به كار شما بيايد؛ هر ركعت نماز، هر آيه قرآن، هر ساعت گذراندن با دهان روزه و هر اجتناب از گناهى، باارزش است. دروغى نگوييد و غيبتى نكنيد كه زمينه براى دروغ و غيبت مقتضى است. شما اجتناب و امتناع كنيد.
هر عمل حسنه‏اى كه انجام دهيد، احسان، اطعام و كمك به كسى، احوالپرسى از مستحقى، اقدامى براى مردم محروم، اقدامى براى جامعه اسلامى، كارى براى پيشرفت زندگى مردم؛ همه اينها عبادت است.

فرازی از بيانات مقام معظم رهبرى‏ در ديدار علما، طلاّب و اقشار مختلف مردم شهر مقدس قم به‏مناسبت سالروز 19 دى ماه19/10/1375


نظرات