«نفس»، داستان انقلاب از زبان یک کودک سینما و تلویزیون

«نفس»،  داستان انقلاب از زبان یک کودک

دو فیلم اخیر شما بر مبنای دو رمان ساخته شده است. «شیار143» که رمانش پس از اکران فیلم رونمایی شد و فیلم «نفس» که رمانش قبل از اکران فیلم به بازار آمد. این سوال برای من پیش می آید که آیا شما برای ساخت اثر سینمایی تاکید خاصی به اقتباس از رمان دارید و اگر بله چرا صرفا سراغ رمان های خودتان می روید؟
من تاکید خاصی برای ساخت اثر سینمایی از روی آثار خودم ندارم و همچنین روی این مساله نیز تاکید ندارم که وقتی فیلمی از روی نوشته های خودم می سازم باید حتما قبل از آن رمانش را نوشته و منتشر کرده باشم.
در مورد این دو فیلم البته مساله این بود که منابع مکتوب آماده ای داشتم که از نظر درام و محتوا برایم جذاب بود و حس کردم پتانسیل ساخته شدن به صورت سینمایی دارد. در مورد آثار مکتوب ادبی دیگر نویسندگان نیز اگر امکان ساخت فراهم باشد و من هم از متن راضی باشم و دوستش داشته باشم، حتما به سراغش می روم

تاکیدتان برای اقتباس از رمان چیست؟

روایت انقلاب از زبان یک کودک روایتی بدون قضاوت و تفسیر است و نتیجه گیری را بر عهده مخاطب قرار می دهد.من در این اثر از عالم تخیلات یک کودک دارم او را روایت می کنم که به او کمک می کند سختی ها و دشواری های زندگی را تحمل کند. جنگ چیزی است که می تواند به این تخیل و عالم کودکانه پایان دهد

رمان جزئیات زیادی دارد و وقت زیادی صرف پرداخت این جزئیات در آن شده است. من دوست دارم این جزئیات و جنبه های ادبی را با ساختاری نمایشی تر به مخاطب ارائه کنم برای همین رمان را معمولا برای فیلم سازی و اقتباس انتخاب می کنم.
ما رمان های عالی زیادی داریم که خیلی سراغشان نرفتیم و در عوض فیلم نامه های ضعیفی هم داریم که اگر اقتباس شده بود و به ادبیات رجوع کرده بودند، حتما آثار بهتری می شدند.

ایده تالیف این رمان از کجا آمد؟
راستش نمی توانم بگویم از جای خاصی. بر می گردد به حس اولیه من برای روایت دنیای یک کودک از زبان خودش. وقتی شروع به نوشتن اثر کردم این فضاها که می بینید شکل گرفت و زمان به قبل از انقلاب و جنگ برگشت. نوشتن نفس خیلی جوششی بود. وقتی شروع کردم بدون اینکه بخواهم درباره طرح اولیه و شکلش فکر کنم خودش جلو می رفت و نوشتنش حال من را خیلی خوب می کرد.

روایت انقلاب اسلامی از زبان یک کودک در ادبیات و سینمای ما تقریبا اتفاق تازه ای است. شما چگونه به این زاویه دید دست پیدا کردید؟ تاکیدتان بر کودک بودن راوی دلیل خاصی دارد؟
به نظرم وقتی یک کودک راوی است؛ خیلی راحت بدون قضاوت این کار را انجام می دهد و همه چیزهایی که بوده و دیده را بیان می کند. به نظرم روایت انقلاب از زبان یک کودک روایتی بدون قضاوت و تفسیر است و نتیجه گیری را بر عهده مخاطب قرار می دهد.

شما مخاطب رمانتان را بزرگسالان می دانید؟
بله ولی مخاطب نوجوان هم می تواند با آن ارتباط بگیرد. چون زاویه دید کودک است و شیوه بیانش منِ راوی، مخاطب نوجوان هم می تواند با آن ارتباط بگیرد.

نرگس ابیار ، نفس

خانم آبیار یکی از موضوعات بحث برانگیر درباره این رمان و اثر سینمایی پایان تراژیک آن بود که مخاطب را به نوعی شوکه می کند. چرا برای این داستان لطیف کودکانه چنین فرجامی را باید متصور بود؟
من در این اثر از عالم تخیلات یک کودک دارم او را روایت می کنم که به او کمک می کند سختی ها و دشواری های زندگی را تحمل کند. جنگ چیزی است که می تواند به این تخیل و عالم کودکانه پایان دهد.
ما به عنوان کشوری که خودمان قربانی جنگ هستیم باید به این موضوع بپردازیم که جنگ برای ملتی مانند ما که اساس صلح طلب بوده و آغاز کننده جنگی نیست، چه تبعاتی داشته و دارد. بهار در این رمان سمبل قربانیان جنگ است.

به نظرتان جریان جنگ و پیش ترش انقلاب اسلامی و مبارزات پیرامونش در کتاب شما کمرنگ جلوه نیافته است؟
من به اندازه دخالت یک کودک در جنگ یا مبارزه برای انقلاب در قصه ام این دو مفهوم را وارد کرده ام. کودک به اندازه درک و فهم خود دایی روحانی و مبارزش را می بیند که از دست ساواک فرار کرده و به آنها پناه آورده است و چه کتابهایی می خواند. اوست که در دنیای کودکانه اش با پدرش که راننده است راهی تظاهرات می شود. من در این اثر به دنبال آن بودم که بگویم اگر معتقدیم این انقلاب را پا برهنگان انجام دادند و به ثمر رساندند، دقیقا منظور از آن چه بوده و سعی کردم این فضا را تاکید کنم.
* شما در این اثر چه در رمان  و چه در سینما تاکید ویژه ای روی موضوع کتابخوانی هم دارید. دلیل ویژه ای دارد؟
بله. من نفس را در واقع ادای دینی به کتاب و سینما می دانم. خودم الان دوست داشتم که مثلا سکانس منزل  عموی بهار که در آن اثری سینمایی با آپارات به نمایش در آمد را بیشتر پر و بال می دادم ولی در بحث کتاب فکر می کنم موفق شدم به آن با این فیلم ادای دین کنم.

www.tebyan.net

نظرات