 | مطلب قبلی: اندیشه های مهدویت(3) مطلب بعدی: زمينه سازان ظهور تبيان همدان » صبح ظهور » اهل بيت
زندگانى حضرت مهدى ( ع ) 1. ولادت 2. شيعيان خاص ، مهدى ( ع ) را مشاهده كردند 3. ضرورت غيبت آخرين امام 4. صورت و سيرت مهدى ( ع ) 5. شمشير حضرت مهدى ( ع ) 6. غيبت كوتاه مدت يا غيبت صغرى 7. غيبت دراز مدت يا غيبت كبرى و نيابت عامه 8. اعتقاد به مهدويت در دورههاى گذشته 9. اعتقاد به حضرت مهدى ( ع ) منحصر به شيعه نيست 10. قرآن و حضرت مهدى ( ع ) 11. طول عمر امام زمان ( ع ) 12. انتظار ظهور قائم ( ع )
ولادت ولادت حضرت مهدى صاحب الزمان ( ع ) در شب جمعه ، نيمه شعبان سال 255 يا 256 هجرى بوده است . پس از اينكه دو قرن و اندى از هجرت پيامبر ( ص ) گذشت ، و امامت به امام دهم حضرت هادى ( ع ) و امام يازدهم حضرت عسكرى ( ع ) رسيد ، كم كم در بين فرمانروايان و دستگاه حكومت جبار ، نگرانىهايى پديد آمد . علت آن اخبار و احاديثى بود كه در آنها نقل شده بود : از امام حسن عسكرى ( ع ) فرزندى تولد خواهد يافت كه تخت و كاخ جباران و ستمگران را واژگون خواهد كرد و عدل و داد را جانشين ظلم و ستم ستمگران خواهد نمود . در احاديثى كه بخصوص از پيغمبر ( ص ) رسيده بود ، اين مطلب زياد گفته شده و به گوش زمامداران رسيده بود . در اين زمان يعنى هنگام تولد حضرت مهدى ( ع ) ، معتصم عباسى ، هشتمين خليفه عباسى ، كه حكومتش از سال 218 هجرى آغاز شد ، سامرا ، شهر نوساخته را مركز حكومت عباسى قرار داد . اين انديشه - كه ظهور مصلحى پايههاى حكومت ستمكاران را متزلزل مىنمايد و بايد از تولد نوزادان جلوگيرى كرد ، و حتى مادران بيگناه را كشت ، و يا قابلههايى را پنهانى به خانهها فرستاد تا از زنان باردار خبر دهند - در تاريخ نظايرى دارد . در زمان حضرت ابراهيم ( ع ) نمرود چنين كرد . در زمان حضرت موسى ( ع ) فرعون نيز به همين روش عمل نمود . ولى خدا نخواست . همواره ستمگران مىخواهند مشعل حق را خاموش كنند ، غافل از آنكه ، خداوند نور خود را تمام و كامل مىكند ، اگر چه كافران و ستمگران نخواهند . در مورد نوزاد مبارك قدم حضرت امام حسن عسكرى ( ع ) نيز داستان تاريخ به گونهاى شگفت انگيز و معجزهآسا تكرار شد . امام دهم بيست سال - در شهر سامرا - تحت نظر و مراقبت بود ، و سپس امام يازدهم ( ع ) نيز در آنجا زير نظر و نگهبانى حكومت به سر مىبرد . " به هنگامى كه ولادت ، اين اختر تابناك ، حضرت مهدى ( ع ) ، نزديك گشت ، و خطر او در نظر جباران قوت گرفت ، در صدد بر آمدند تا از پديد آمدن اين نوزاد جلوگيرى كنند ، و اگر پديد آمد و بدين جهان پاى نهاد ، او را از ميان بردارند . بدين علت بود كه چگونگى احوال مهدى ، دوران حمل و سپس تولد او ، همه و همه ، از مردم نهان داشته مىشد ، جز چند تن معدود از نزديكان ، يا شاگردان و اصحاب خاص امام حسن عسكرى ( ع ) كسى او را نمىديد . آنان نيز مهدى را گاه بگاه مىديدند ، نه هميشه و به صورت عادى " .
انتظار ظهور قائم ( ع ) بر خلاف آنان كه پنداشتهاند انتظار ظهور يعنى دست روى دست گذاشتن و از حركتهاى اصلاحى جامعه كنار رفتن و فقط " گليم " خود را از آب بيرون بردن ، و به جريانات اسلام دينى و اجتماعى بىتفاوت ماندن ، هرگز چنين پندارى درست نيست ... بر عكس ، انتظار يعنى در طلب عدالت و آزادگى و آزادى فعاليت كردن و در نپذيرفتن ظلم و باطل و بردگى و ذلت و خوارى ، مقاومت كردن و در برابر هر ناحقى و ستمى و ستمگرى ايستادن است . " مجاهدات خستگى ناپذير و " فورانهاى خونين شيعه " در طول تاريخ ، گواه اين است كه در مكتب ، هيچ سازشى و سستى راه ندارد . شيعه در حوزه " انتظار " يعنى ، انتظار غلبه حق بر باطل ، و غلبه داد بر بيداد ، و غلبه علم بر جهل ، و غلبه تقوا بر گناه ، همواره آمادگى خود را براى مشاركت در نهضتهاى پاك و مقدس تجديد مىنمايد ، و با ياد تاريخ سراسر خون و حماسه سربازان فداكار تشيع ، مشعل خونين مبارزات عظيم را بر سر دست حمل مىكند " . اينكه به شيعه دستور دادهاند كه به عنوان " منتظر " هميشه سلاح خود را آماده داشته باشد ، و با ياد كردن نام " قائم آل محمد ( ص ) " قيام كند ناشى از همين آمادگى است . ناشى از همين قيام و اقدام است . پايان اين بحث را از نوشته زنده ياد آيه الله طالقانى ، عالم مبارز اسلامى بهره مىبريم كه مىگويد : " ... توجه دادن مردم به آينده درخشان و دولت حق و نويد دادن به اجراى كامل عدالت اجتماعى ، و تاسيس حكومت اسلام و ظهور يك شخصيت خدا ساخته و بارز ، كه مؤسس و سرپرست آن حكومت و دولت است ، از تعاليم مؤسسين اديان است ، و در مكتب تشيع ، كه مكتب حق اسلام و حافظ اصلى معنويات آن است ، جزء عقيده قرار داده شده ... و پيروان خود را به انتظار چنين روزى ترغيب نموده ، و حتى انتظار ظهور را از عبادات دانستهاند ، تا مسلمانان حق پرست ، در اثر ظلم و تعدى زمامداران خودپرست و تسلط دولتهاى باطل ، و تحولات اجتماعى و حكومت ملل ماده پرست ، اعم از شرقى و غربى ، خود را نبازند و دل قوى دارند و جمعيت را آماده كنند . و همين عقيده است كه هنوز مسلمانان را اميدوار و فعال نگاه داشته است ، اين همه فشار و مصيبت از آغاز حكومت دودمان دنائت و رذالت اموى ، تا جنگهاى صليبى و حمله مغول ، و اختناق و تعديهاى دولتهاى استعمارى ، بر سر هر ملتى وارد مىآمد ، خاكسترش هم به باد فنا رفته بود . ليكن دينى كه پيشوايان حق آن دستور مىدهند كه چون اسم صريح " قائم " مؤسس دولت حقه اسلام برده مىشود ، بپا بايستيد و آمادگى خود را براى انجام تمام دستورات اعلام كنيد ، و خود را هميشه نيرومند و مقتدر نشان دهيد ، هيچ وقت ، نخواهد مرد ... . "
طول عمر امام زمان ( ع ) درازى عمر امام ( ع ) با در نظر گرفتن عمرهاى درازى كه قرآن بدانها گواهى مىدهد ، و در كتابهاى تاريخى نيز افراد معمر ( داراى عمر دراز ) زياد بودهاند ، و در گذشته و حال نيز چنين كسانى بوده و هستند ، عمر زياد حضرت مهدى ( ع ) به هيچ دليلى محال نيست، بلكه از نظر عقلى و ديد وسيع علمى و امكان واقع شدن بهيچ صورت بعيد نيست. از اينها گذشته اگر از نظر قدرت الهى، بدان نظر كنيم ، امرى ناممكن نيست . در برابر قدرت خدا - كه بر هر چيز تواناست - عمرهايى مانند عمر حضرت نوح ( ع ) و عمر بيشتر از آن حضرت و يا كمتر از آن كاملا امكان دارد. براى خداى قدير و حكيم ، كوچك و بزرگ ، كم و بسيار ، همه و همه مساوى است . بنابراين حكمت كامل و بالغ او ، تا هر موقع اقتضا كند بنده خود را در نهايت سلامت زنده نگاه مىدارد . پس طبق حكمت الهى ، امام دوازدهم ، مهدى موعود ( ع ) بايد از انظار غايب باشد و سالها زنده بماند و راز دار جهان و واسطه فيض براى جهانيان باشد تا هر وقت خدا اراده كند ظاهر گردد ، و عالم را پس از آنكه از ظلم و جور پر شده ، از قسط و عدل پر كند . قرآن و حضرت مهدى ( ع ) در قرآن كريم درباره حضرت مهدى و ظهور منجى در آخر الزمان و حكومت صالحان و پيروزى نيكان بر ستمگران آياتى آمده است از جمله : " ما در زبور داوود ، پس از ذكر ( = تورات ) نوشتهايم كه سرانجام ، زمين را بندگان شايسته ما ميراث برند و صاحب شوند " . حضرت امام محمد باقر ( ع ) درباره " بندگان شايسته " فرموده است : منظور اصحاب حضرت مهدى در آخر الزمان هستند . و نيز : " ما مىخواهيم تا به مستضعفان زمين نيكى كنيم ، يعنى : آنان را پيشوايان سازيم و ميراث بران زمين " . بسم الله الرحمن الرحيم . انا انزلناه فى ليله القدر ... ما قرآن را در شب قدر فرو فرستاديم . تو شب قدر را چگونه شبى مىدانى ؟ شب قدر از هزار ماه بهتر است . در آن شب ، فرشتگان و روح ( جبرئيل ) به اذن خدا ، همه فرمانها و سرنوشتها را فرود مىآورند . آن شب ، تا سپيده دمان ، همه سلام است و سلامت . چنانكه از آيههاى " سوره قدر " بروشنى فهميده مىشود ، در هر سال شبى هست كه از هزار ماه به ارزش و فضيلت برتر است . آنچه از احاديثى كه در تفسير اين سوره ، و تفسير آيات آغاز سوره دخان فهميده مىشود ، اين است كه فرشتگان ، در شب قدر ، مقدرات يكساله را به نزد " ولى مطلق زمان " مىآورند و به او تسليم مىدارند . در روزگار پيامبر اكرم ( ص ) محل فرشتگان در شب قدر ، آستان مصطفى ( ع ) بوده است . هنگامى كه در شناخت قرآنى ، به اين نتيجه مىرسيم كه " شب قدر " در هر سال هست ، بايد توجه كنيم پس " صاحب شب قدر " نيز بايد هميشه وجود داشته باشد و گرنه فرشتگان بر چه كسى فرود آيند ؟ پس چنانكه " قرآن كريم " تا قيامت هست و " حجت " است ، صاحب شب قدر هست و همو " حجت " است . " حجت " خدا در اين زمان جز حضرت ولى عصر ( ع ) كسى نيست . چندانكه حضرت رضا عليه السلام مىفرمايد : " امام ، امانتدار خداست در زمين ، و حجت خداست در ميان مردمان ، و خليفه خداست در آباديها و سرزمينها ... " . فيلسوف معروف و متكلم بزرگ و رياضىدان مشهور اسلامى ، خواجه نصيرالدين طوسى مىگويد : " در نزد خردمندان روشن است كه لطف الهى منحصر است در تعيين امام ( ع ) و وجود امام به خودى خود لطف است از سوى خداوند ، و تصرف او در امور لطفى است ديگر . و غيبت او ، مربوط به خود ماست . " اعتقاد به حضرت مهدى ( ع ) منحصر به شيعه نيست عقيده به ظهور حضرت مهدى ( ع ) فقط مربوط به شيعيان و عالم تشيع نيست ، بلكه بسيارى از مذاهب اهل سنت( مالكى ، حنفى ، شافعى و حنبلى و ... ) به اين اصل اعتقاد دارند و دانشمندان آنها ، اين موضوع را در كتابهاى فراوان خود آوردهاند و احاديث پيغمبر ( ص ) را درباره مهدى ( ع ) از حديثهاى متواتر و صحيح مىدانند . اعتقاد به مهدويت در دورههاى گذشته اعتقاد به دوره آخرالزمان و انتظار ظهور منجى در دينهاى ديگر مانند : يهودى ، زردشتى ، مسيحى و مدعيان نبوت عموما ، و دين مقدس اسلام ، خصوصا ، به عنوان يك اصل مسلم مورد قبول همه بوده است . غيبت دراز مدت يا غيبت كبرى و نيابت عامه اين دوره بعد از زمان غيبت صغرى آغاز شد ، و تاكنون ادامه دارد .اين مدت دوران امتحان و سنجش ايمان و عمل مردم است . در زمان نيابت عامه ، امام ( ع ) ضابطه و قاعدهاى به دست داده است تا در هر عصر ، فرد شاخصى كه آن ضابطه و قاعده ، در همه ابعاد بر او صدق كند ، نايب عام امام ( ع ) باشد و به نيابت از سوى امام ، ولى جامعه باشد در امر دين و دنيا . بنابراين ، در هيچ دورهاى پيوند امام ( ع ) با مردم گسيخته نشده و نبوده است . اكنون نيز ، كه دوران نيابت عامه است ، عالم بزرگى كه داراى همه شرايط فقيه و داناى دين بوده است و نيز شرايط رهبرى را دارد ، در راس جامعه قرار مىگيرد و مردم به او مراجعه مىكنند و او صاحب " ولايت شرعيه " است به نيابت از حضرت مهدى ( ع ) . بنابراين ، اگر نايب امام ( ع ) در اين دوره ، حكومتى را درست و صالح نداند آن حكومت طاغوتى است ، زيرا رابطهاى با خدا و دين خدا و امامت و نظارت شرعى اسلامى ندارد . بنابر راهنمايى امام زمان ( عجل الله فرجه ) براى حفظ انتقال موجوديت تشيع و دين خدا ، بايد هميشه عالم و فقيهى در راس جامعه شيعه قرار گيرد كه شايسته و اهل باشد ، و چون كسى - با اعلميت و اولويت - در راس جامعه دينى و اسلامى قرار گرفت بايد مجتهدان و علماى ديگر مقام او را پاس دارند ، و براى نگهدارى وحدت اسلامى و تمركز قدرت دينى او را كمك رسانند ، تا قدرتهاى فاسد نتوانند آن را متلاشى و متزلزل كنند . گر چه دورى ما از پناهگاه مظلومان و محرومان و مشتاقان - حضرت مهدى ( ع ) - بسيار درد آور است ، ولى بهر حال - در اين دوره آزمايش - اعتقاد ما اينست كه حضرت مهدى ( ع ) به قدرت خدا و حفظ او ، زنده است و نهان از مردم جهان زندگى مىكند ، روزى كه " اقتضاى تام " حاصل شود ، ظاهر خواهد شد ، و ضمن انقلابى پر شور و حركتى خونين و پردامنه ، بشريت مظلوم را از چنگ ظالمان نجات خواهد داد ، و رسم توحيد و آيين اسلامى را عزت دوباره خواهد بخشيد . غيبت كوتاه مدت يا غيبت صغرى مدت غيبت صغرى بيش از هفتاد سال بطول نينجاميد ( از سال 260 ه. تا سال 329 ه. ) كه در اين مدت نايبان خاص ، به محضر حضرت مهدى ( ع ) مىرسيدند ، و پاسخ نامهها سؤوالات را به مردم مىرساندند . نايبان خاص كه افتخار رسيدن به محضر امام ( ع ) را داشتهاند ، چهار تن مىباشند كه به " نواب خاص " يا " نايبان ويژه " معروفند . 1 - نخستين نايب خاص مهدى ( ع ) عثمان بن سعيد اسدى است . كه ظاهرا بعد از سال 260 هجرى وفات كرد ، و در بغداد به خاك سپرده شد . عثمان بن سعيد از ياران و شاگردان مورد اعتماد امام دهم و امام يازدهم بود و خود در زير سايه امامت پرورش يافته بود . 2 - محمد بن عثمان : دومين سفير و نايب امام ( ع ) محمد بن عثمان بن سعيد فرزند عثمان بن سعيد است كه در سال 305 هجرى وفات كرد و در بغداد بخاك سپرده شد . نيابت و سفارت محمد بن سعيد نزديك چهل سال بطول انجاميد . 3 - حسين بن روح نوبختى : سومين سفير ، حسين بن روح نوبختى بود كه در سال 326 هجرى فوت كرد . 4 - على بن محمد سمرى : چهارمين سفير و نايب امام حجه بن الحسن ( ع ) است كه در سال 329 هجرى قمرى در گذشت و در بغداد دفن شد . مدفن وى نزديك آرامگاه عالم و محدث بزرگ ثقه الاسلام محمد بن يعقوب كلينى است . همين بزرگان و عالمان و روحانيون برجسته و پرهيزگار و زاهد و آگاه در دوره غيبت صغرى واسطه ارتباط مردم با امام غايب و حل مشكلات آنها بوسيله حضرت مهدى ( ع ) بودند . شمشير حضرت مهدى ( ع ) شمشير مهدى ، سيفالله و سيفالله المنتقم است . شمشيرى است خدائى ، شمشيرى است انتقام گيرنده از ستمگران و مستكبران. شمشير مهدى شمشير انتقام از همه جانيان در طول تاريخ است . درندگان متمدن آدمكش را مىكشد ، اما بر سر ضعيفان و مستضعفان رحمت مىبارد و آنها را مىنوازد . روزگار موعظه و نصيحت در زمان او ديگر نيست . پيامبران و امامان و اولياء حق آمدند و آنچه لازمه پند دادن بود بجاى آوردند . بسيارى از مردم نشنيدند و راه باطل خود را رفتند و حتى اولياء حق را زهر خوراندند و كشتند . اما در زمان حضرت مهدى بايد از آنها انتقام گرفته شود . مهدى ( ع ) آن قدر از ستمگران را بكشد كه بعضى گويند : اين مرد از آل محمد ( ص ) نيست . اما او از آل محمد ( ص ) است يعنى از آل حق ، آل عدالت ، آل عصمت و آل انسانيت است . از روايات شگفت انگيزى كه در مورد حضرت مهدى ( ع ) آمده است ، خبرى است كه از حضرت امام محمد باقر ( ع ) نقل شده و مربوط است به 1290 سال قبل . در اين روايت حضرت باقر ( ع ) مىگويند : " مهدى ، بر مركبهاى پر صدايى ، كه آتش و نور در آنها تعبيه شده است ، سوار مىشود و به آسمانها ، همه آسمانها سفر مىكند " . و نيز در روايت امام محمد باقر ( ع ) گفته شده است كه بيشتر آسمانها ، آباد و محل سكونت است . البته اين آسمان شناسى اسلامى ، كه از مكتب ائمه طاهرين ( ع ) استفاده مىشود ، ربطى به آسمان شناسى يونانى و هيئت بطلميوسى ندارد ... و هر چه در آسمان شناسى يونانى ، محدود بودن فلكها و آسمانها و ستارگان مطرح است ، در آسمان شناسى اسلامى ، سخن از وسعت و ابعاد بزرگ است و ستارگان بيشمار و قمرها و منظومههاى فراوان . و گفتن چنين مطالبى از طرف پيامبر اكرم ( ص ) و امام باقر ( ع ) جز از راه ارتباط با عالم غيب و علم خدائى امكان نداشته است . صورت و سيرت مهدى ( ع ) چهره و شمايل حضرت مهدى ( ع ) را راويان حديث شيعى و سنى چنين نوشتهاند : " چهرهاش گندمگون ، ابروانى هلالى و كشيده ، چشمانش سياه و درشت و جذاب ، شانهاش پهن ، دندانهايش براق و گشاد ، بينىاش كشيده و زيبا، پيشانىاش بلند و تابنده . استخوان بندىاش استوار و صخرهسان ، دستان و انگشتهايش درشت . گونههايش كم گوشت و اندكى متمايل به زردى - كه از بيدارى شب عارض شده - بر گونه راستش خالى مشكين . عضلاتش پيچيده و محكم ، موى سرش بر لاله گوش ريخته ، اندامش متناسب و زيبا ، هياتش خوش منظر و رباينده ، رخسارهاش در هالهاى از شرم بزرگوارانه و شكوهمند غرق . قيافهاش از حشمت و شكوه رهبرى سرشار . نگاهش دگرگون كننده ، خروشش درياسان ، و فريادش همه گير " . حضرت مهدى صاحب علم و حكمت بسيار است و دارنده ذخاير پيامبران است . وى نهمين امام است از نسل امام حسين ( ع ) اكنون از نظرها غايب است . ولى مطلق و خاتم اولياء و وصى اوصياء و قائد جهانى و انقلابى اكبر است . چون ظاهر شود ، به كعبه تكيه كند ، و پرچم پيامبر ( ص ) را در دست گيرد و دين خدا را زنده و احكام خدا را در سراسر گيتى جارى كند . و جهان را پر از عدل و داد و مهربانى كند . حضرت مهدى ( ع ) در برابر خداوند و جلال خداوند فروتن است . خدا و عظمت خدا در وجود او متجلى است و همه هستى او را فراگرفته است . مهدى ( ع ) عادل است و خجسته و پاكيزه . ذرهاى از حق را فرو نگذارد . خداوند دين اسلام را به دست او عزيز گرداند . در حكومت او ، به احدى ناراحتى نرسد مگر آنجا كه حد خدايى جارى گردد . مهدى ( ع ) حق هر حقدارى را بگيرد و به او بدهد . حتى اگر حق كسى زير دندان ديگرى باشد ، از زير دندان انسان بسيار متجاوز و غاصب بيرون كشد و به صاحب حق باز گرداند . به هنگام حكومت مهدى ( ع ) حكومت جباران و مستكبران ، و نفوذ سياسى منافقان و خائنان ، نابود گردد . شهر مكه - قبله مسلمين - مركز حكومت انقلابى مهدى شود . نخستين افراد قيام او ، در آن شهر گرد آيند و در آنجا به او بپيوندند ... برخى به او بگروند ، با ديگران جنگ كند ، و هيچ صاحب قدرتى و صاحب مرامى ، باقى نماند و ديگر هيچ سياستى و حكومتى ، جز حكومت حقه و سياست عادله قرآنى ، در جهان جريان نيابد . آرى ، چون مهدى ( ع ) قيام كند زمينى نماند ، مگر آنكه در آنجا گلبانگ محمدى : اشهد ان لا اله الا الله ، و اشهد ان محمدا رسول الله ، بلند گردد . در زمان حكومت مهدى ( ع ) به همه مردم ، حكمت و علم بياموزند ، تا آنجا كه زنان در خانهها با كتاب خدا و سنت پيامبر ( ص ) قضاوت كنند . در آن روزگار ، قدرت عقلى تودهها تمركز يابد . مهدى ( ع ) با تاييد الهى ، خردهاى مردمان را به كمال رساند و فرزانگى در همگان پديد آورد ... . مهدى ( ع ) فرياد رسى است كه خداوند او را بفرستد تا به فرياد مردم عالم برسد . در روزگار او همگان به رفاه و آسايش و وفور نعمتى بيمانند دست يابند . حتى چهارپايان فراوان گردند و با ديگر جانوران ، خوش و آسوده باشند . زمين گياهان بسيار روياند آب نهرها فراوان شود ، گنجها و دفينههاى زمين و ديگر معادن استخراج گردد . در زمان مهدى ( ع ) آتش فتنهها و آشوبها بيفسرد ، رسم ستم و شبيخون و غارتگرى برافتد و جنگها از ميان برود . در جهان جاى ويرانى نماند ، مگر آنكه مهدى ( ع ) آنجا را آباد سازد . در قضاوتها و احكام مهدى ( ع ) و در حكومت وى ، سر سوزنى ظلم و بيداد بر كسى نرود و رنجى بر دلى ننشيند . مهدى ، عدالت را ، همچنان كه سرما و گرما وارد خانهها شود ، وارد خانههاى مردمان كند و دادگرى او همه جا را بگيرد . ضرورت غيبت آخرين امام بيرون آمدن حضرت مهدى ( ع ) و نماز گزاران آن حضرت همه جا منتشر شد . كارگزاران و ماموران معتمد عباسى به خانه امام حسن عسكرى (ع) هجوم بردند، اما هر چه بيشتر جستند كمتر يافتند ، و در چنين شرايطى بود كه براى بقاى حجت حق تعالى ، امر غيبت امام دوازدهم پيش آمد و جز اين راهى براى حفظ جان آن " خليفه خدا در زمين " نبود ، زيرا ظاهر بودن حجت حق و حضورش در بين مردم همان بود و قتلش همان . پس مشيت و حكمت الهى بر اين تعلق گرفت كه حضرتش را از نظرها پنهان نگهدارد ، تا دست دشمنان از وى كوتاه گردد ، و واسطه فيوضات ربانى ، بر اهل زمين سالم ماند . بدين صورت حجت خدا ، هر چند آشكار نيست ، اما انوار هدايتش از پس پرده غيبت راهنماى مواليان و دوستانش مىباشد . ضمنا اين كيفر كردار امت اسلامى است كه نه تنها از مسير ولايت و اطاعت امير المؤمنين على ( ع ) و فرزندان معصومش روى بر تافت ، بلكه به آزار و قتل آنان نيز اقدام كرد ، و لزوم نهان زيستى آخرين امام را براى حفظ جانش سبب شد . در اين باب سخن بسيار است و مجال تنگ ، اما براى اينكه خوانندگان به اهميت وجود امام غايب در جهان بينى تشيع پى برند ، به نقل قول پروفسور هانرى كربن - مستشرق فرانسوى - در ملاقاتى كه با علامه طباطبائى داشته ، مىپردازيم : " به عقيده من مذهب تشيع تنها مذهبى است كه رابطه هدايت الهيه را ميان خدا و خلق ، براى هميشه ، نگهداشته و بطور استمرار و پيوستگى ولايت را زنده و پابر جا مىدارد ... تنها مذهب تشيع است كه نبوت را با حضرت محمد - صلى الله عليه و آله و سلم - ختم شده مىداند ، ولى ولايت را كه همان رابطه هدايت و تكميل مىباشد ، بعد از آن حضرت و براى هميشه زنده مىداند . رابطهاى كه از اتصال عالم انسانى به عالم الوهى كشف نمايد ، بواسطه دعوتهاى دينى قبل از موسى و دعوت دينى موسى و عيسى و محمد - صلوات الله عليهم - و بعد از حضرت محمد ، بواسطه ولايت جانشينان وى ( به عقيده شيعه ) زنده بوده و هست و خواهد بود ، او حقيقتى است زنده كه هرگز نظر علمى نمىتواند او را از خرافات شمرده از ليست حقايق حذف نمايد ... آرى تنها مذهب تشيع است كه به زندگى اين حقيقت ، لباس دوام و استمرار پوشانيده و معتقد است كه اين حقيقت ميان عالم انسانى و الوهى ، براى هميشه ، باقى و پا برجاست " يعنى با اعتقاد به امام حى غايب . شيعيان خاص ، مهدى ( ع ) را مشاهده كردند در مدت 5 يا 4 سال آغاز عمر حضرت مهدى كه پدر بزرگوارش حيات داشت ، شيعيان خاص به حضور حضرت مهدى ( ع ) مىرسيدند . از جمله چهل تن به محضر امام يازدهم رسيدند و از امام خواستند تا حجت و امام بعد از خود را به آنها بنماياند تا او را بشناسند ، و امام چنان كرد . آنان پسرى را ديدند كه بيرون آمد ، همچون پاره ماه ، شبيه به پدر خويش . امام عسكرى فرمود : " پس از من ، اين پسر امام شماست ، و خليفه من است در ميان شما ، امر او را اطاعت كنيد ، از گرد رهبرى او پراكنده نگرديد ، كه هلاك مىشويد و دينتان تباه مىگردد . اين را هم بدانيد كه شما او را پس از امروز نخواهيد ديد ، تا اينكه زمانى دراز بگذرد . بنابراين از نايب او ، عثمان بن سعيد ، اطاعت كنيد " . و بدين گونه ، امام يازدهم ، ضمن تصريح به واقع شدن غيبت كبرى ، امام مهدى را به جماعت شيعيان معرفى فرمود ، و استمرار سلسله ولايت را اعلام داشت . يكى از متفكران و فيلسوفان قرن سوم هجرى كه به حضور امام رسيده است ، ابو سهل نوبختى مىباشد . بارى ، حضرت مهدى ( ع ) پنهان مىزيست تا پدر بزرگوارش حضرت امام حسن عسكرى در روز هشتم ماه ربيع الاول سال 260 هجرى ديده از جهان فرو بست . در اين روز بنا به سنت اسلامى ، مىبايست حضرت مهدى بر پيكر مقدس پدر بزرگوار خود نماز گزارد ، تا خلفاى ستمگر عباسى جريان امامت را نتوانند تمام شده اعلام كنند ، و يا بد خواهان آن را از مسير اصلى منحرف كنند ، و وراثت معنوى و رسالت اسلامى و ولايت دينى را به دست ديگران سپارند . بدين سان ، مردم ديدند كودكى همچون خورشيد تابان با شكوه هر چه تمامتر از سراى امام بيرون آمد ، و جعفر كذاب عموى خود را كه آماده نماز گزاردن بر پيكر امام بود به كنارى زد ، و بر بدن مطهر پدر نماز گزارد . |
لینک ثابت | تعداد بازديد: (693) | تاريخ انتشار: سه شنبه ۲۴ آبانماه ۱۳۸۴ | موضوع: اهل بيت
| نسخه مناسب چاپ
مطالب ديگر در ارتباط با همين موضوع:û امام مهدی(عج) هدایتگر شیعه، به مناسبت سالروز انتصاب امام عصر [۱۳۸۵/۰۱/۱۹] - تعداد بازديد: (1029)û همتای بی همتای علی بودی ... [۱۳۸۴/۰۴/۱۸] - تعداد بازديد: (364)û پرواز در سكوت بقيع [۱۳۸۴/۰۴/۱۸] - تعداد بازديد: (444)û براي عبرت تاريخ [۱۳۸۴/۰۴/۱۸] - تعداد بازديد: (305)û السلام عليك ايتها الصديقة الشهيدة فاطمة الزهرا [۱۳۸۴/۰۴/۱۶] - تعداد بازديد: (356)û شب تغسيل ماه [۱۳۸۴/۰۴/۱۳] - تعداد بازديد: (278)
|